X
تبلیغات
All

All

every thing


          پاسخ خودآزمایی زبان فارسی ( 1 )                                                    خودآزمایی درس اول : 1 – چرا استفاده از زبان آسان است؟ با یک مثال توضیح دهید؟ استفاده از زبان به این دلایل آسان است. 1. ما این کار را از سال اول زندگی و به تدریج شروع می کنیم. 2. طرز استفاده از آن را بطور طبیعی فرا می گیریم، بی آن که به درس و مدرسه نیاز داشته باشیم. به عنوان مثال : کودک بعد از ماه های نوزادی با پدر و مادر نزدیکان خود ارتباط برقرار می کند و حتی با ادای واژه هایی «ماما، بابا ...» از زبان استفاده می کند.   2 – سه کلمه بگویید که وجود خارجی ندارد اما چون در زبان ما بکار رفته اند برای آنها بیرون از ذهن خود قائل به وجود خارجی شده ایم. به جز کلمات سیمرغ، دیو که درس آمده می توان کلمه های ققنوس ، هیولا، غول و اژدها را نام برد.    3 - آیا شناخت زبان با توانایی استفاده از آن یکی است؟ خیر، چون ما از زبان به آسانی استفاده می کنیم ولی برای پاسخ به سؤال چرا ، حرف زدن را خود یاد می گیریم اما نوشتن را در مدسه و پاسخ به سؤالاتی نظیر این، همه در گرو شناخت زبان است.   خود آزمایی درس دوم : 1 – در نوشته های زیر جمله ها را مشخص کنید و نهاد و گزاره هر جلمه را تعیین کنید. (علمای بزرگ دائم (نهاد)) در (لشگرگاه، رفت و آمد داشتند(گزاره))، و (غزالی(نهاد)) از (برخورد با آن بهره ها می یافت(گزاره)). ([غزالی](نهاد)) (با بعضی از آن ها مناظره می نمود(گزاره)) ([غزالی](نهاد)) شاید (از بسیاری از آن ها استفاده(گزاره)) می کرد.    2 – برای گزاره ها، نهاد و برای نهادها گزاره های مناسب بیابید. سعدی و مولوی دو تن از شاعران بزرگ ایران زمینند. شاهنامه ، اثر بسیار ماندگار حکیم ابوالقاسم فردوسی است. شناسه، نهاد اجباری جمله است. برادر بزرگم امسال به دانشگاه راه یافت. دانشگاه پایگاه علم درونش است.    3 – در هر یک از تمرین های زیر، واژه هایی داده شده است. این واژه ها را بطور مناسب دو جمله نمونه، جانشین سازی کنید. هر جا لازم است تغییرات دیگری نیز بدهید، در هر تغییر، نهاد و شناسه را مشخص کنید. جمله های جدید را مطابق نمونه بنویسید پیرمرد کودکان را به خانه رساند. جمله نهاد گزاره پیرمرد پیرمرد پیرمرد پیرمرد پیرمرد پیرمرد کودکان را به خانه رساند (Øشناسه) (Øنشانه  به معنی نبود شناسه است) کودک را به خانه رساند (Øشناسه) را به خانه رساند (Øشناسه) او را به خانه می رساند (Øشناسه) او را به خانه رسانده بود(Øشناسه)   2 – انسان آگاه وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد. جمله نهاد گزاره انسان آگاه اعضای جامعه دانش آموز ما همه اعضای خانواده شما من وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد(د : شناسه) وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند(ند : شناسه) وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد (د : شناسه) وظیفه مان را به خوبی انجام می دهیم (یم : شناسه) وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند (ید : شناسه) وظیفه تان را به خوبی انجام می دهید ( ید :‌شناسه) وظیفه ام را به خوبی انجام می دهم (م :‌شناسه) خودآزمایی درس سوم : با رسم جدول بخش های اصلی جملات زبر را مشخص کنید. الف – هیزم شکن به جنگل می رود. ب – زبان یکی از جنبه های رازآمیز وجود انسان است. جمله نهاد گزاره هیزم شکن به جنگل می رود زبان یکی از جنبه های رازآمیز وجود انسان است  متن زیر را اصلاح کنید. خانم سعیدی لیسانسیه ی زبان وادبیات فارسی است وی درباره این دیوان پروین اعتصامی شاعره ی مشهور ایران چنین گفت : ما مدینه ی فاضله ای از ارزش های اخلاقی را در دیوان پروین می بینیم. خانم سعیدی لیسانس زبان و ادبیات فارسی است . وی درباره دیوان پروین اعتصامی شاعر مشهور ایران چنین سخن گفت : «ما مدینه ی فاضله ای از ارزش های اخلاقی را در دیوان پروین می بینیم.»   خودآزمایی درس چهارم : 1 – نام هر یک از اجزای جمله های زیر را بنویسید. قدر وقت را بدانیم . مفعول + فعل تجربه های بسیاری از سفر برگرفتیم. / مفعول + متمم + فعل متصدی موزه جوانی بود سی ساله. / نهاد + مسند + فعل زندگی چیست؟ / نهاد + مسند + فعل کودکان داوطلب فروش «نشریه شمال» می شدند./ نهاد + مسند + فعل مرغان دریایی پریده بودند . / نهاد + فعل    2 – با هریک از فعل های زیر دو جمله بنویسید و اجزای آن را مشخص کنید. می نشیند. کبوتر می نشیند ./ نهاد + فعل شکست : 1- شیشه شکست :/ نهاد + فعل غمت در دل می نشیند . / نهاد + متمم + فعل باد شیشه را شکست . / نهاد + مفعول + فعل می بینند . 1 – بچه ها برنامه ها را می بینند./ نهاد+ مفعول + فعل 2 – می دوخت : خیاط لباس را می دوخت : / نهاد + مفعول + فعل چرخ می دوخت . / نهاد + فعل چشم می بیند. / نهاد+ فعل     خود آزمایی درس پنجم 1 – با مراجعه به جدول نشانه گذاری در هر یک از عبارات زیر نشانه ی مناسب را بکار ببرید. هنگامی که بخواهند از مزایای صرفه جویی و پس انداز سخن بگویند، معمولاً ضرب المثل «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی» را بکار می برند. گاندی در حالی به وطن بازگشت ( 1917) که شهرت خاص و عام یافته بود. برای درست نوشتن باید واژگان مناسب اسم، فعل ، قید و صفت را خوب بشناسیم. عوامل مهم تربیت عبارتند از : خانواده ، مدرسه، معلم ، اجتماع ، کتاب و ..... دکتر محمد معین به سه زبان زنده ی دنیا آشنایی داشت : عربی، فرانسه و انگلیس به چهار زبان باستانی نیز مسلط بود : پهلوی، فارسی باستان، اوستا و سنسکریت، در دستور زبان و نیز لغت فارسی نظیر نداشت. از این جا در می یابیم که او چه پایگاه بلند علمی و ادبی داشته است. چند دکان کوچک نانوایی، قصابی، عطاری دو قهوه خانه و یک سلطانی .... مجموعه شهر را تشکیل می داد.   خود آزمایی درس ششم : 1 – شکل های مختلف یک زبان را نام ببرید. گونه، لهجه، گویش    2 – تفاوت معنایی کلمه ی «زبان» را در نمونه های زیر بیان کنید. خوراک زبان، «زبان» عضوی از بدن گاو گوسفند است. زبان رنگ ها، «زبان» بیانگر حالت های روحی و روانی است. زبان فارسی «زبان» وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام است. زبان پرندگان «زبان» به معنی صوت ها و صداهاست.   3 – دو ساختی بودن زبان چه فایده هایی دارد؟ ویژگی دو ساختی بودن موجب می شود که زبان های انسانی به چنان امکانات پیچیده و گسترده ای دست یابند که نظیر آنها در زبان های دیگر هرگز یافت نمی شود.    4 – برای هر یک از ویژگی های زایایی و نا به جایی زبان دو مثال بزنید: ویژگی زایایی : 1 – گل ها با نوازش نسیم در رقص شدند. 2 – سحرگاهان کودکی سرخ رو در افق شرق متولد شد. ویژگی نابه جایی : 1 – دیو سپید در برابر رستم قد علم کرد. 2 – ننه سرما بساط خود را در شهر پهن کرد   خود آزمایی درس هشتم : 1 – ساخت اول شخص مفرد را در هشت زمان از مصدرهای زیر را بنویسید. مصدر زمان ها شخص خواسته شده ماضی  ساده ماضی استمراری ماضی بعید پذیرفتن اول شخص مفرد دوشخص مفرد سوم شخص مفرد پذیرفتم پذیرفتی می پذیرفتند می پذیرفتم می پذیرفتی می پذیرفتند پذیرفته بودم پذیرفته بودی پذیرفته بودند   ماضی التزامی مضارع اخباری ماضی نقلی مضارع التزامی آینده پذیرفته باشم پذیرفته باشی پذیرفته باشند می پذیرم می پذیری می پذیرند پذیرفته ام پذیرفته ای پذیرفته اند بپذیرم بپذیری بپذیرند خواهم پذیرفت خواهی پذیرفت خواهند پذیرفت 2 – از فعل های نشسته است، می نگریست، نمی پذیرد، می رود، طبق نمونه، مصدر، بن ماضی، بن مضارع و صفت مفعولی بسازید. فعل مصدر بن ماضی = مصدر (مرخم) بن مضارع صفت مفعولی آورده است آوردن آورد آور آورده ننشته است نشستن نشست نشین نشسته می نگریست نگریستن نگریست نگر نگریسته نمی پذیرد پذیرفتن پذیرفت پذیر پذیرفته می رود دویدن دوید دو دویده  3– فعل های زیر را با حفظ شخص به زمانهای گذشته ساده، نقلی ، بعید برگردانید و مشخص کنید و کدام فعل ها، پس از تغییر، شناسه ی دَ به Ø بدل شده است. می نویسد : ماضی ساده نوشت Ø نقلی نوشته است Ø بعید نوشته بود Ø می رود :-> رفت Ø -> رفته است Ø ->رفته بود Ø بروند : -> رفتند -> رفته اند-> رفته بودند خواهیم آمد : -> آمدیم -> آمده ایم -> آمده بودیم می آیند : -> آمدند -> آمده اند -> آمده بودند خواهند شنید : -> شنیدند -> شنیده اند -> شنیده بودند 4 – املای صحیح کلمات زیر را بنویسید. تهییه ی لباس ، تعیین قیمت، تحقیق و بررسی ، عماق دریا، تقدم دریا، نامه ی مزبور، راجب درس، تشکر و سپاسگزاری، مرحله اول، ملکوک گذشته . « تهیه لباس ، تعیین قیمت، تحقیق و بررسی، اعمال دریا، تلاطم دریا، نامه ی مزبور، راجع به درس، تشکر و سپاسگزاری ، وهله اول ، ملوک گذشته »   خود آزمایی درس نهم : 1 – با مقایسه دو نوشته زیر، تفاوت آنها را بنویسید. 1 – زبان و سینه اندیشیدن است. مردمی که زبانی پرمایه و توانا ندارد. از فکر بارور و زنده و آفریننده بی بهره اند، بنابراین هر قدر در تقویت این بنیاد مهم زندگی غفلت شود، در پرورش فکر مردم سهل انگاری شده است. کسانی که حد و رسم معانی کلمات و مرز آن ها برای خودشان روشن نیست چگونه می توانند درست بیندیشند و چه چیز را می توانند مطرح کنند؟ حاصل پریشانی فکری، بی گمان، پریشان گویی است.(مجله یغما، سال 35 ، شماره 2 غلامحسین یوسفی) 2 – غروب، غم رنگ و خونین و خورشید در زیر پلک غبار، اشک خونین می بارد، همهمه و قهقهه ها می زند، زمین می لرزد، طوفان در دشت نمی وزد و موج خون بر کناره و کرانه های گودال تا قله ی بلند تاریخ بالا می زند . زمین می لرزد، التهابی مبهم گسترده ی دشت را پوشانده است . آب ایستاده است و خاک موج برداشته.(سوگ سرخ، محمدرضا سنگری) زبان نوشته ی اول علمی است و هر لفظی به معنای روشن حقیقی خود بکار رفته است. این نوشته صریح، دقیق ، گویا و بی ابهام است و برای انتقال مفاهیم علمی بکار رفته است. زبان نوشته ی دوم ادبی است . چون نویسنده با استفاده از آرایه های ادبی به توصیف پرداخته است. پیام نوشته نیز بطور غیرمستقیم و غیر صریح بیان شده است و آفرینش ادبی در نظر بوده است.    2 – نوع فعل های دو متن تمرینی قبلی را تعیین کنید. است :‌مضارع / ندارد . مضارع (در مفهوم اخباری) اند : (در بی بهره اند) مضارع / شود:مضارع التزامی / شده است:ماضی نقلی/ نیست : مضارع / می توانند : مضارع اخباری /بیندیشند : مضارع التزامی / می کنند : مضارع التزامی / می بارد : مضارع اخباری /(فروکش) کرده است :‌ماضی نقلی / نمی وزد : مضارع اخباری / می زند و می لرزد:مضارع اخباری/ پوشانده است،ایستاده است و برداشته است : ماضی نقلی    3 – در نوشته های زیر غلط های املایی را بیابید و آن ها را اصلاح کنید. او به پست کتاب دار و دبیرستان منسوب شده است. منسوب -> منصوب سهراب سپهری از شاعران مأثر است. مأثر -> معاصر حقیقت علم ، کمک به هم نوع جنس و کسب رضایت باریتعالی. خیش -> خویش.باری تعالا ->باری تعالی. سنگ های خورد را از زمین زراعی جم کرد.خورد -> خرد. جم -> جمع   خود آزمایی درس دهم : 1 – در جمله های زیر از مصدرهای داخل پرانتز فعل مناسب بنویسید. مادر کودکش را (خوابیدن) -> خواباند. سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ایران (رسیدن) -> (رساند یا رسانید) خود جگر دیو سپید مرا در چشم کاووس (چکیدن) -> (چکاند، چکانید) رستم بار دیگر رخش را تا محل حادثه (دویدن) -> (دواند یا دوانید) و به سرعت خود را به آن جا (رسیدن) -> (رساند یا رسانید)    2 – نوع فعل را از نظر گذر و ناگذر مشخص کنید. در نویسندگی مهارت در پروراندن مطلب بسیار مهم است. -> گذرا به مسند نوشته خوب آن است که نویسنده مقصود خود را خوب بپروراند. -> جمله ی اول گذرا به مسند . جمله دوم گذرا به مفعول نویسنده خوب واقعیات را دقیق می بیند -> گذرا به مفعول    3 – هر یک از فعل های زیر را طبق نمونه به سه صورت مضارع التزامی ، ماضی التزامی و ماضی ساده بنویسید. فعل مضارع التزامی ماضی التزامی ماضی ساده آورده است بیاورد آورده باشد آورد می  دود بدود دویده باشد دوید پذیرفته بود بپذیرد  پذیرفته باشد پذیرفت آمده بودند بیایند آمده باشند آمدند فکند بیفکند افکنده باشد افکند برده اند ببرند برده باشند بردند سازند بسازند ساخته باشند ساختند خودآزمایی درس یازدهم : 1 – نمونه ای از ایات قرآنی را با راهنمایی معلم خود بیابید که در آن دو چیز مقایسه شده باشد. خداوند گران مرتبه در مقایسه حل و باطل اینگونه تمثیل می آورد: خدا از آسمان آبی فرو فرستاد که در هر ورودی به قدر ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی برآمد. چنانچه فلزاتی را نیز برای تجمل و یا برای اثاث و ظروف در آتش ذوب کنند مثل کفی بر آورد. خدا به مثل این برای حق و باطل مثل می زند که آن کف به زودی نابود می شود و اما آن آب و فلز که به خیر مردم است در زمین باقی می ماند. خدا مثلها را چنین می زند .(سوره رعد، آیه 17) همچنین است از مقایسه حکمت دهنده آن، تمثیل در شأن منافقان، تمثیل در ناپایداری دنیا و غیره .    2 – کاربرد درست کلمات زیر را بنویسید: جاناً -> جانی ، دوماً -> دومی ، سوماً -> سومی، تلفناً -> تلفنی ، زباناً -> زبانی ، تلگرافاً -> تلگرافی ، باغات -> باغ ها، گرایشات -> گرایش ها   خودآزمایی درس دوازدهم : 1 – هسته این گروههای اسمی را مشخص کنید.(هسته ها در پرانتز قرار دارند) همین دو( کتاب)جغرافی، (خانه) پدری، (عامل) مهم ترقی در جوانان، (سازمان )ملی توسعه و پیشرفت اقتصادی، هر (درخت) میوه دار، همه (کس) ، (آهنگ) های آسمانی، یک گله (گوسفند) ، هر پنج (دانش آموز).    2 - با یکی از راههای چهارگانه ای که خواندید اسم بودن واژه های زیر را ثابت کنید : اسم ها عبارتند از : پارچه ، قید، اصلی، معرفه دیوار، ساختمان ، شعر ، شعرا . چون : لف: می شود آن ها را جمع بست. پارچه ها، قیدها، اصلی ها، معرفه ها ، دیوارها ، ... ب: آن و این می گیرند. آن پارچه، آن قید، آن دیوار ....... پ : ی نکره می گیرند : پارچه ای ، قیدی ، اصلی ای ، معرفه ای ، ...... ت : در جمله تعش می پذیرند‌:‌پارچه را خریدم ، فیلم اصلی است و ........... 3 - اسم های زیر را با علامت یا علامت های مناسب جمع ببندید: چشم -> چشم ها، چشمان / سبزی -> سبزی ها / عضو -> عضوها / عقاب -> عقاب ها ، زانو -> زانوها ،زانوان / فرمایش -> فرمایش ها / آشنا -> آشناها، آشنایان / ریاضی -> ریاضی ها / بانو -> بانوان / کافر -> کافران 4 – جمع های مکسر واژه های زیر را بنویسید. زمان -> ازمنه / قله -> قلل / شاهد -> مشهود، شواهد / عمل -> اعمال / دعا -> ادعیه / کاسب -> کسبه / نتیجه -> نتایج / ماده -> مواد / کافر -> کفار 5 – اسم های زیر ساده اند یا مرکب یا مشتق ؟ اسم های ساده :‌کاروان ، شتر ، زرافه ، کلاغ، چنار، پلکان، هوش ، ........ اسم های مرکب : قافله سالار، تک سوار، شترگاه و پلنگ اسم های مشتق : زاغچه ، زیره، لبه، جوشکار، جوشش، پاسبان، گریه . 6 – خاص و عام بودن اسم های زیر را ثابت کنید. اسم های زیر عامند : 1 – جمع بسته می شوند. 2 – «ی» نکره می گیرند 3 – بر همه افراد طبقه ی خود دلالت می کنند :آتش، هوا، افتخار، پول، هلاک، سگ، چاره، شمع و ......انگیزه. اسم های زیر خاصند : 1 –جمع بسته نمی شوند. 2 -«ی» نکره نمی گیرند 3 – بر فردی از افراد طبقه ی خود دلالت می کند : قاسم ، قاسم آباد، مریخ و بهرام ......   خود آزمایی چهاردهم : 1 – مفرد جمع های مکسر زیر را بنویسید. احرار -> حر ، قلاع -> قلعه ، قرا -> قریه ، ادّله -> دلیل ، نسخ -> نسخه ، فلاسفه-> فیلسوف ، تجار -> تاجر ، مکاتیب -> مکتوب ، مکاتب -> مکتب ، رعایا -> رعیت ، نواحی -> ناحیه ، معانی -> معنی ، اجانب -> اجنبی ، اشیاء -> شیء    2 – صحیح کلمات زیر را بنویسید. الف) استیفا از کار -> استعفا از کار ب) تمر یادبود -> تمبر یاد بود ج) خورده فروشی -> خرده فروشی د) روغن مایه -> روغن مایع   خود آزمایی درس پانزدهم : ( زبان شناسی چیست ؟( ۱ ) صفحه ۷۷ ۱- زبان شناسی مثل همه ی علوم دیگر – از روش های رایج در تحقیقات علمی ( مشاهده ، تجربه ،‌آزمایش و فرضیه سازی ) استفاده می کند . ۲- زبان شناسان برای حل مشکل دگرگونی زبان ،‌ عامل « زمان » را که موجب تحول وتغییر در زمان می شود ،‌کنار می گذارند و مطالعه ی تغییر و تحول زبان را به شاخه ای دیگر از زبان شناسی – به نام زبان شناسی تاریخی – می سپارند . ۳- مطالعه و تحقیق در یکی از گویش های مختلف جغرافیایی ،‌ اجتماعی و . . . ۴- باران ملایمی، نم نم می بارید ، به طوری که زمین را اندکی خیس می کرد . - از این منطقه ، انواع خرما به دست می آید(به عمل می آید) و در آن حیوانات بسیار گوناگونی زندگی می کنند . - بعد یوسف را به سرآن چاه بردند و لباس او را بیرون آوردند وبه کمرش طنابی بستند . - وقتی به شهر بصره رسیدیم ، به علت فقر ودرماندگی به دیوانه ها شبیه بودیم و مدت سه ماه بود که موی خود را کوتاه نکرده بودیم . ۵ – بارانکی : مفرد ،‌ نکره ،‌عام ،‌مشتق / زمین : مفرد ،‌ جنس ،‌ عام ،‌ ساده خرما : مفرد ،‌جنس ،‌ عام ،‌ساده / یوسف : مفرد ، شناس ، خاص ،‌ ساده زمین : مفرد ،‌ جنس ،‌ عام ، ساده / بصره : مفرد ،‌ شناس ،‌ خاص ، ساده برهنگی : مفرد ،‌ جنس ،‌ عام ،‌ مشتق / دیوانگان : جمع ،‌ جنس ،‌عام ،‌ ساده ۶ – در خط نسخ حروف وکلمات ،زاویه دار و یک نواخت است و حرف ها در کنار هم چیده می شوند ،‌در حالی که حروف و کلمات در خط تحریری منحنی ومتعادل اند . حرف ها با یک دیگر تناسب و تقارن دارند و بعضی حروف روی هم قرار می گیرند . در این خط به جای زاویه ی حروف از قوس استفاده می شود و حروف دندانه دارکشیده نوشته می شوند . به همین دلیل ،‌خط تحریری نسبت به خط نسخ سریع تر نوشته می شود و در زندگی کاربرد بیش تری دارد . البته هر دو خط جنبه ی کاربردی معمولی دارند و خط های هنری نیستند اما خط نسخ چون حروف را واضح و بر جسته نشان می دهد ، برای آموزش و چاپ آثار مناسب تر است . خط تحریری ، خط معیار به حساب می آید . خود آزمایی درس شانزدهم : ( گروه اسمی ۲ ) صفحه ۸۱ و ۸۲ ۱- کودک : همان کودک ،‌ هیچ کودکی ، یک کودک ، دومین کودک ،‌ کوچک ترین کودک ، کدام کودک ؟ چه کودکی ؟عجب کودکی ! کـار : آن کار ،‌هر کار ،‌ هزار کار ، آخرین کار ، سخت ترین کار ،‌چند کار ؟‌ عجب کاری ! نتیجه : این نتیجه ، فلان نتیجه ، یک نتیجه ، دومین نتیجه ، عالی ترین نتیجه ،‌ کدام نتیجه ؟ چه نتیجه ای ! داستان : همین داستان ، چند داستان ،‌ چهار داستان ،‌ اولین داستان ،‌ جذاب ترین داستان ،‌ چند داستان ؟ عجب داستانی ! ۲ – صفت شمارشی سه ایالت اسلامی / صفت شمارشی پنج شهر مهم / صفت اشاره این نتیجه صفت اشاره این منظور / صفت عالی بزرگ ترین روزنامه ی اجتماعی زمان خود / صفت اشاره آن چند روز اختفای خود /صفت عالی کوبنده ترین مقاله ها / صفت اشاره این شهامت /صفت مبهم هیچ کس/ صفت تعجبی چه روزهای سختی / صفت اشاره آ ن روزها / صفت مبهم هیچ فرد یا گروهی /صفت مبهم چند گروه و دسته / صفت پرسشی کدام طرز تفکر / صفت اشاره آن سخت گیری آغاز کار / صفت مبهم هر دو / صفت شمارشی یک نکته تذکر: نوک پیکان در نمودار پیکانی از وابسته به طرف هسته رسم می شود ! مثلاً در گروه اسمی : آن چند روز ، روز هسته است و بنابراین ابتدا نوک پیکان از چند (صفت مبهم) به طرف روز و سپس پیکان دیگری از زیر آن (صفت اشاره) به طرف میان پیکان چند روز رسم می کنیم . ۳ – شاید حیوانات بتوانند زبان یکدیگر را بفهمند و از طریق صداهایی که ایجاد می کنند ، با هم ارتباط برقرار نمایند . بارها شاهد بوده ایم که دو گربه وقتی که به هم می رسند ، صداهایی را رد و بدل می کنند ، از کجا معلوم است که این صداها نظام مند نباشد و زبان خاصی به حساب نیاید . اما تا آنجا که دانش بشری دریافته تا کنون، نشانه هایی از وجود زبانی نظام مند در میان حیوانات دیده نشده است ؛ یعنی ، اگر چه حیوانات صداهایی را با هم رد و بدل می کنند اما در این صداها ویژگی های زبان انسانی مانند دوساختی بودن ، نابجایی و زایایی – وجود ندارد . از طرف دیگر زبان انسان در زمان های مختلف دگرگون می شود وتغییر می کند اما زبان حیوان دگرگونی نمی پذیرد. ۴- جواهر ← جواهرات / ارباب ← اربابان / حور ← حوریان / مراسم ← مراسم ها خودآزمایی درس هفدهم ( ساده نویسی ) صفحه ۸۸ و ۸۹ ۱ – یکی از بهترین و مؤثرترین وسایل کسب مهارت در انواع نوشتن ، خواندن ،این است که مطالب گوناگون علمی ، ادبی وهنری را بخوانیم و نیز از خواندن مطالب فلسفی ودینی آموزنده و آگاهی دهنده دریغ نورزیم تا بتوانیم از این گونه مطالب در مواقع گوناگون استفاده کنیم . - هنگام مطالعه بایدمطالب مورد نظر را به دقت بررسی کنیم ومورد تجزیه وتحلیل قرار دهیم ، همچنین نکات مهم را یادداشت وگرد آوری نماییم . ۲- به لطف خداوند ، سال ها به مطالعه و پژوهش در مثنوی معنوی مولوی سرگرم بودم . در این راه بارها به دشواری ها و پیچیدگی هایی برخورد نمودم و از طریق مراجعه به شرح و تفسیرهای گوناگون ، برخی از آن مشکلات حل شد و بعضی هم چنان باقی ماند . ۳- مستعمل : کهنه ، فرسوده / علی هذا : از این رو ، بنابراین(معین)،لاجرم،ازیرا(دهخدا) / کاندیدا : نامزد ، داوطلب من غیر مستقیم : غیر مستقیم / علی کل حال :به هر صورت . در(به) هر حال / در مقطع کنونی :اکنون ، در حال حاضر . ۴ – (پاسخ زیر بازگردانی این داستان است و با شاخ و برگ دادن و توصیف مناظروجزئیات می توان نوشته را باز نویسی کرد.) درزمان حضرت عیسی (ع) سه مرد هم سفربودند . در راهی به گنجی رسیدند . تصمیم گرفتند یکی را به شهر بفرستند تا غذایی تهیه کند. یکی از آنان به شهر رفت وغذایی خرید . با خود گفت : زهری در غذا بریزم تا ایشان بخورند وبمیرند وگنج برای من بماند. آن دو مرد دیگر هم بایک دیگر قرار گذاشتند چون رفیقشان برگشت و غذا را آورد او را بکشند تا گنج به ایشان برسد . چون آن مرد برگشت و غذای زهر آلود را آورد ، اورا کشتند . آن گاه غذا را خوردند و هر دو مردند . حضرت عیسی (ع) با حواریان از آن جا می گذشت . گفت : نگاه کنید که چگونه این سه مرد به خاطر حرص وطمع کشته شده وهر سه از گنج باز مانده اند . واین ماجرا برای کسانی که به دنیا و مال ومنال آن دل بسته اند درس عبرت است . ۵ – سهراب سرباز ارشد اردوگاه بود . / – بو علی سینا را می توان اعلم حکیمان ایران دانست . - نزد خداوند کسی افضل است که ایمان قوی تر داشته باشد . ۶ – چند نامه برای دوستم فرستادم . چند کتاب مفید خریدم . ( صفت مبهم ) تا کنون به چند شهر مسافرت کردی؟ / چند دانش آموز در آزمون شرکت کردند ؟( صفت پرسشی ) ۷ – فلان باغ را خریدم ،‌عجب منظره ی زیبایی دارد !،‌ شما باید همه شب مطالعه کنید . هیچ کتابی را بی مطالعه رها نکردم . هر کاری رابا نام خداوند آغاز می کنیم . خود آزمایی درس هجدهم ( گروه اسمی ۳ ) صفحه ۹۴ ۱- این چهار دانش آموز زرنگ وابسته ی پیشین(۱) وابسته ی پیشین (۲) هسته وابسته ی پسین صفت اشاره صفت شمارشی اسم صفت بیانی (عادی ) این چهار دانش آموز ــ زرنگ کـــدام کتـاب تــاریخ ؟ وابسته ی پیشین هسته وابسته ی پسین صفت پرسشی اسم مضاف الیه کـدام کتاب ــ تاریخ همین دو رودخانه ییلاقی وابسته ی پیشین (۱) وابسته پیشین (۲) هسته وابسته ی پسین صفت اشاره صفت شمارشی اسم صفت بیانی ( نسبی ) همین دو خانه ی ــ ییلاقی هر هفت روز هفته وابسته ی پیشین (۱) وابسته پیشین(۲) هسته وابسته ی پسین صفت مبهم صفت شمارشی اسم مضاف الیه هــر هفت روز ــ هفته ۲ – گروه اسمی گروه اسمی وابسته وابسته هسته هستـــه وابسته وابسته صفت اشاره صفت شمارشی اسم اســم صفت مضاف الیه آن دو پرنده فیلم ــِ تماشایی ــِ دیشب همین پنج نفر کتابخانه ی ــِ بزرگ ــِ شهر این چهار کتاب دانش آموز ــِ زرنگ ــِ مدرسه ۳ – از بین کلمه های ذکر شده ، تنها دو کلمه صفت بیانی نیستند : ۱ـ پنجم : صفت شمارشی ترتیبی (۲) .۲- دیگر: صفت مبهم . حقّ گرفتنی ،‌ فرد هوشمند ،‌ سخن سنجیده ،‌ نکته ی جالب ، پند اخلاقی ،‌ انسان دانا ،‌ کار خوب ،‌ فرد کوشا ، محصل مؤدب ، آفتاب طلایی ،‌ گل زیبا ،‌ بند گسسته ، شخص زیرک ،‌ کتاب تاریخی ۴ – فعل بن مضارع صفت فاعلی: الف ب پ رفت رو رونده روا روان خورد خور خورنده ۱ —- —- گرفته است گیر گیرنده گیرا ۲ —- می دود دو دونده —- دوان۳ سوخت سوز سوزنده —- سوزان ۴ داشت دار دارنده دارا ۵ —- می دانند دان داننده دانا ۶ —- گریست گری گرینده* —- گریان گذشت گذر گذرنده گذرا گذران ۱ –خوران کاربرد ندارد،در واژه ی شیرینی خوران «ان»پسوند اسم مصدر است نه نشانه ی صفت فاعلی. ۲- گیران کاربرد ندارد و در واژه ای چون باج گیران «ان» پسوند جمع است و در منطقه ی باج گیران «ان» پسوند مکان است . ۳- «دوا»صفت فاعلی از «دو»نیست بلکه واژه ای بسیط به معنای دارو است . ۴-«سوزا»کاربرد ندارد . ۵- «داران » کاربرد ندارد و در واژه ای چون مال داران ، «ان» پسوند جمع است . ۶- «دانان» کاربد ندارد و در واژه ای چون حکمت دانان «ان»پسوند جمع است . * «گرینده» چندان رایج و معمول نیست .—————————————————————- ۵ – تکلیف دانش آموزان می باشد . ۶ – شهر : شهر شلوغ ، شهر تهران / دریا : دریای بی انتها ،‌ دریای عمان / سینی : سینی مسی ،‌ سینی چای / - انشا : انشای توصیفی ،‌ انشای دانش آموزان . خود آزمایی درس نوزدهم ( خاطره نویسی ، یادداشت روزانه ) صفحه ۹۹ ۱- فعالیت دانش آموزان است . ۲- تکلیف دانش آموزان است . ۳- فعالیت دانش آموزان است . ۴- فعالیت دانش آموزان است . گروه اسمی (۱) گروه اسمی (۲) وابسته هسته وابسته هسته وابسته وابسته صفت مبهم اسم صفت بیانی اسم نشانه ی نکره صفت بیانی فلان شاعر توانا گل ی زیبا چند فیلم دیدنی جنگل ی دیدنی هر سخن نیک کتاب ی مفید خود آزمایی درس بیستم ( ضمیر ) صفحه ۱۰۳ ۱- کتاب های شما را به امانت برده ام ← کتاب ها یتان را به امانت برده ام . - برادر ایشان آمده بود و سراغ شما را می گرفت← برادر شان آمده بود و سراغتان را می گرفت . - خیاط هنوز لباسش را حاضر نکرده است ← خیاط هنوز لباس او را حاضر نکرده است . - به خوابی عمیق فرو رفته بود ،‌چنان که هر چه او را صدا می زدند .‌جواب نمی داد . ← به خوابی عمیق فرو رفته بود ؛ چنان که هر چه صدایش می زدند ،‌جواب نمی داد . - نگاهتان می کردند ← به شما نگاه می کردند / شما را نگاه می کردند . - خودت هم او را دیدی ؟ ← خود تو هم دیدیش ؟‌ - اگر او را ببینی ،‌ می شناسی ؟ ← اگر ببینیش ، می شناسی . - داستانی را که خوانده بود .‌برای ما تعریف کرد . ← داستانی را که خوانده بود ،‌برایمان تعریف کرد . ۲- ایشان :مرجع ایرانیان/آن ها: مرجع ایرانیان / او: مرجع رستم / ــَ ش دربزرگش : مرجع رستم / آن ها : مرجع گرزوکمند ونیزه / ــَ ش در نهیبش : مرجع کشانی (اشکبوس) / ــَ ت در هماوردت : مرجع کشانی (اشکبوس ) / وی : مرجع رستم / م در نامم : مرجع رستم / م در مادرم : مرجع رستم / م در نامم : مرجع رستم / تو : مرجع اشکبوس ۳ - پدر هر شب که به خانه بر می گردد ،‌از کارش صحبت می کند . ← پدر هر شب که به خانه بر می گردد ،‌ از کار خود صحبت می کند . - نباید به هر ناملایمی از دوستان خود برنجید . ← نباید به هر ناملایمی از دوستانتان برنجید . - خودش این مطلب را به شما گفته است . ← او این مطلب را به خودتان گفته است . - حرف آخرتان را بگویید . ← حرف آخر خود یا خودتان را بگویید . - کارتان را که تمام کردید ،‌ به دوستانتان هم سری بزنید. ←کار خود یا خودتان را که تمام کردید به دوستان خود یاخودتان هم سری بزنید . - آیا این کتاب خودش بود ؟‌ ← آیا این کتاب او بود ؟‌ ۴ – تکلیف دانش آموزان است . ۵ – آیا چگونه به مدرسه می روی ؟ ← چگونه به مدرسه می روی ؟ یا آیا به مدرسه می روی ؟ آیا کی برای اردو آماده شویم ؟ ←کی برای اردو آماده شویم ؟ چه کسی آیا به کمکش می شتابد ؟‌ ← چه کسی به کمکش می شتابد ؟ خود آزمایی درس بیست ودوم ( نامه نگاری (۱) ).صفحه ۱۱۶ و ۱۱۷ ۱- فعالیت دانش آموزان است . ۲- فعالیت دانش آموزی است . ۳ – الف ) این نامه تاریخ ندارد .نویسنده نام و نشانی خود را نیز در آن ذکر نکرده است . موضوع نامه مشخص نشده است . عنوان نامه باید پیش از کلمه ی احترام باشد .پایان نامه اسم وامضا ندارد . ب )‌ این نامه تاریخ و موضوع ندارد . لحن آن هم از ادب واحترام به دور است (لحن آمرانه است ) . این طور به نظر می رسد که نویسنده ،‌ به زیر دست خود نامه نوشته است . آغاز و پایان نامه نیز محترمانه نیست . محل امضا کلمه ی تشکر آمیز ندارد . ۴ – الف ) این کتاب را امروز خریدید ؟ ← این را امروز خریدید ؟ ( تبدیل صفت به ضمیر ) ب) نثر کدام کتاب ساده تر بود ؟ ← نثر کدام ساده تر بود ؟‌ ( تبدیل صفت به ضمیر ) پ ) چه می خوانید ؟← چه مطلبی را می خوانید ؟ ( تبدیل ضمیر به صفت ) ت) ارزش کدام را بیشتر می دانید ؟ شعر عارفانه یا عاشقانه را ؟ ← ارزش کدام شعر را بیشتر می دانید ؟ شعر عارفانه یاعاشقانه را ؟ ث ) کتاب را چند خریدید ؟ ← کتاب را چند ریال خریدید ؟ ( تبدیل ضمیر به صفت ) ج ) آن که به تو سلام کرد ، برادرم بود . ←آن شخصی که به تو سلام کرد ،‌ برادرم بود . ( تبدیل ضمیر به صفت ) خود آزمایی درس بیست وسوم ( گروه قیدی ) صفحه ۱۲۰ ۱- آن شب اصلا از حرف های او سر در نیاوردم . قیدها : ۱- آن شب ( قید بی نشانه ،‌مشترک با اسم ) ۲ – اصلا ( قید نشانه دار ،‌ تنوین دار )v حرف های آن روز پدر ،‌کاملابه مجید قوت قلب داده بود. کاملا ( قید نشانه دار ، تنوین دار )v قرار بود همان روز صبح ،‌مجید با اتوبوس به تهران برود . الف) همان روز صبح ( قید بی نشانه ،‌مشترک با اسم ) ب) با اتوبوس (قید نشانه دار ، دارای حرف اضافه «متمم قیدی») پ) به تهران ( قید نشانه دار ، دارای حرف اضافه «متمم قیدی» ) همه ی مشق ها را با دقت کاقی نوشته بود . با دقت کافی : ( قید نشانه دار ،‌دارای حرف اضافه « متمم قیدی » )v همه جا را به سرعت گشتیم ؛‌از هر کسی سراغ کتاب را گرفتیم ؛ متأسفانه نتوانستیم پیدایش کنیم ؛ هر جا که می رفتیم، کتاب فروش می گفت : « تاهمین یکی دو ساعت پیش داشتیم .» با ناراحتی به خانه برگشتیم . الف ) به سرعت : قید نشانه دار ،‌ پیشوندی ب) متأسفانه : قید بی نشانه ،‌ مشترک با صفت پ ) هر جا : قید بی نشانه ،‌مشترک با اسم / هم چنین می توانیم بگوییم که در اصل « به هر جا ، بوده است » ( متمم قیدی ) ت ) تا همین یکی دو ساعت پیش : قید نشانه دار ،‌متمم قیدی . ث ) با ناراحتی : قید نشانه دار ،‌پیشوندی . ج )به خانه : قید نشانه دار ،‌ متمم قیدی . ۲-دو روز قبل : دو روز قبل به دیدار او رفتم / خیلی خوب : او خیلی خوب فوتبال بازی می کرد . همین جا :‌ قرار است همین جا مدرسه ای بسازند / دلاورانه : آن ها دلاورانه با دشمن جنگیدند . سریع : پروین سریع کتاب هایش را برداشت . / دیروز ظهر : سعیـد : دیروز ظهر سعید را دیدم . یک ساعت بعد : یک ساعت بعد نظرش تغییر کرد . نکته : قید های مختص دو گونه هستند:۱-نشانه دار مثل اصلاً،یقیناً،کاملاًو…۲-بی نشانه مثل هرگز،همیشه،ناگهان و … ۳ –                                                               به نام خدا جناب آقای احمدی ،‌دبیر محترم زبان و ادبیات فارسی دانش آموزان سال اول دبیرستان دکتر شریعتی جلسه ی پرسش وپاسخ درسی را روز یکشنبه ۵/۹/۸۰ ساعت۴ تدارک دیده اند . از شما استاد گرامی استدعا داریم ،‌در صورت امکان با شرکت در این جلسه ما را از وجود خود بهره مند سازید . با سپاس ، دانش آموزان سال اول دبیرستان دکتر شریعتی                                                                                                                                                                                   باسمه تعالی                                         22/2/1390 تقاضای اشتراک مجله ی رشد جوان سردبیر محترم مجله ی رشد جوان با سلام و احترام این جانب ملیکا حسابی ، دانش آموز سال اول دبیرستان دکتر حسابی شهرستان شیراز تقاضای اشتراک آن مجله ی ارزشمند را دارم . لذا خواهشمندم در مورد در خواست این جانب اقدام لازم به عمل آید . ضمنا فر م تکمیل شده ی اشتراک و فیش بانکی ضمیمه ی درخواست است . با تشکر :  ملیکا حسابی ۵- شکل مکتوب شکل ملفوظ نیایش سینی دیانت پیاز دیار نییایش/niyayes —- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود. سینی /sini—-تفاوتی ندارد. دییانت diyanat/—- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود. پییاز /piyaz—- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود. دییار /diyar—- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود. خود آزمایی درس بیست وچهارم ( زبان سناسی چیست ؟ ۲ ) صفحه ۱۲۵ ۱- مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آن ها به منظور ایجاد ساخت های آوایی زبان را « واج شناسی » گویند . ۲- ‌بخش صرف به بررسی وطبقه بندی تکواژها و چگونگی ساخت واژه ها ( مشتق ، مرکب وساده ) می پردازد . در بخـش نحو ،‌شـیوه ی ترکیـب انواع کلمات تا سطــح گروه یا جمـله مطرح می شـود و آن گاه گروه ها به گروه های اسـمی ،‌ فـعلی و حرف اضافه ای(قیدی) و جمله ها به انواع ساده ،‌مرکب ،‌ شرطی ، امری و بیانی تقسیم می گردند . ۳- در این سطح ، معنای انواع تکواژها ، کلمه ها ،‌گروه ها و جمله ها وروابط معنایی آن ها بررسی می شود . در معنا شناسی از یک طرف معنای تکواژها ،‌ واژه ها و جمله ها و . .. توصیف می گردد .از طرف دیگر، حوزه ی معنایی کلمه ها مشخص می شود . ۴- کتاب ومدرسه : تضمن ( شمول معنایی ) ؛ کتاب از لوازم مدرسه است . ورزش و فوتبال :‌تضمن ( شمول معنایی ) ؛ ورزش شامل فوتبال نیز هست . هست و نیست :‌تضاد ؛ دو کلمه ی متضادند . خانه و منزل :‌ مترادف ؛ تا حدودی هم معنی اند . ۵- قیدها نوع قیدها نوع از بینوایی در فصل زمستان یکتا در این حین از کوهستان نشانه دار ، متمم قیدی نشانه دار ، متمم قیدی بدون نشانه ،‌ مشترک با صفت نشانه دار ،‌ متمم قیدی نشانه دار ،‌ متمم قیدی در آب اینک۱ در جوی از غایت احتیاج و سرما تیز۲ در وی نشانه دار ، متمم قیدی بی نشانه مشترک با اسم نشانه دار، متمم قیدی نشانه دار ،‌متمم قیدی بی نشانه مشترک با صفت نشانه دار، متمم قیدی ۱- اینک ضمیر اشاره : مصغر این است که اشارت به قریب و نزدیک باشد . این است . ( فرهنگ معین ) : بدو گفت اینک سر دشمنت/که او بد سگالیده بُد بر تنت .به معنی اکنون قید است. ۲- تیز : سریع (قید است.) در صورتی که تیز چنگال را ترکیب وصفی مقلوب بدانیم ، تیز صفت خواهد بود : چنگالِ تیز ۶-v اگر له او چیزی نمی گویید ، لااقل علیه او حرفی نزنید .v شاهد نه له متهم چیزی می گفت نه علیه او . خود آزمایی درس بیست وپنجم ( نامه نگاری (۲)) صفحه ۱۳۱ ۱- تکلیف دانش آموزان است . ۲- تکلیف دانش آموزان است . ۳- واج : عبارت است از کوچک ترین و احد صوتی زبان که سبب تمایز معنایی می شود . واج جنبه ی ملفوظ و گفتاری زبان است . حرف : کوچک ترین واحد نوشتاری زبان است که شکل مکتوب دارد ؛‌بنابراین ،‌ حرف ،‌گونه ی نوشتاری واج یا صداست ، به بیان دیگر ،‌ حرف به اعتبار خط است ، و جنبه ی نوشتاری دارد ولی واج به اعتبار زبان و صوت آن است . یک واج الزاما معادل یک حرف نیست ؛ مثلا واج / z / در زبان نوشتاری فارسی به شکل های زیر می نویسند .یعنی نماینده ی چند حرف زیر است : ث واج / z / ز واج /s / س ض ص ۴- بازرس ، نتیجه ی تحقیقاتی را که انجام گرفته است ، به اطلاع حضار رسانید .– من نیز ضرب المثلی را که دوستم به کار برده بود ، در نوشته ام به کار بردم . خود آزمایی درس بیست وهفتم ( نقش نما ) صفحه ۱۳۹ ۱- اگر : پیوند وابسته ساز / که : پیوند وابسته ساز / یا :‌ پیوند همپایه ساز / و : پیوند همپایه ساز اما : پیوند همپایه ساز / در صورتی که : پیوند وابسته ساز / با آن که : پیوند وابسته ساز ۳- اولین روزی که به (برای ) دیدن دوستم رفتم ، او را در مزرعه سرگرم کار دیدم . فردوسی سی سال از عمر گران بهای خود را صرف سرودن شاهنامه کرد . علامه دهخدا امثال وحکم فارسی را در چهار جلد نوشت . نهاد ،کلمه یا گروهی از کلمات است که درباره ی آ ن خبر می دهیم . ۳-ایران ،ای ایران ، همیشه آزاد و آباد باش . ایرا ن = منادا مردم ایران، صمیمی ومهربان اند ایران = مضاف الیه او پس از سال ها به ایران بازگشت . ایران = متمم ایران را آباد کنیم . ایران= مفعول فردوسی ،ای فردوسی ، همیشه تو را دوست خواهیم داشت . فردوسی = منادا شاهنامه ی فردوسی یکی از افتخارات ادبیات فارسی است . فردوسی = مضاف الیه ایستادگی را باید از فردوسی آموخت . فردوسی = متمم جوانان ما باید فردوسی را خوب بشناسند . فردوسی = مفعول ادبیات ، ای ادبیات ،تو آیینه ی تمام نمای فرهنگ ما هستی . ادبیات= منادا درس ادبیات فارسی را جدّی تر بگیریم . ادبیات = مضاف الیه دلم برای ادبیات می تپد . ادبیات = متمم ادبیات ارزشمند کشور خود را بهتر بشناسیم . ادبیات = مفعول ۴- نمونه ی یک آغاز : « هر چند مشغله های زندگی فرصتی باقی نگذاشته است اما لحظاتی به فکر دوستی قدیمی چون تو بودن ،‌ موجب نشاط روح من می شود . » یا« مدتی است که از دوری تو ناراحتم وهمیشه در فکر توهستم . اندوه دلم جز با نوشــتن نامه درمان نمی پذیرد . چند روزی بیشتر نیست که از تو جدا شده ام اما دوری تو مرا می آزارد .» نمونه ی یک پایان : « حرف زیاد است ومجال نامه محدود ؛ بهتر است کلام را کوتاه کنم و در انتظار فرصتی بمانم که بتوانیم یک دیگر را ببینیم و مفصل صحبت کنیم . »یا «دوست دارم بیشتر بنویسم وبیشتر با تو درد دل کنم اما چه کنم که قلم را یارای این همراهی وزمان را مجال این قلم نیست . تو را به خدا می سپارم .» خود آزمایی درس بیست وهشتم ( خلاصه نویسی ) صفحه ۱۴۹ ۱- الف ) مشورت با خردمندان در واقع شریک شدن در اندیشه ی آن ها ست . یا هرکه درکارهای بزرگ با خردمندان مشورت کند درواقع شریک عقل آن ها می شود . ب ) زیاد خواندن ، نشان دانشمندی نیست ، بلکه راه وروش صحیح دانستن مهم است . یا دانشمند واقعی کسی نیست که زیاد کتاب خوانده و از همه بیشتر معلومات داشته باشد بلکه کسی است که در تحصیل علم و ادب با شیوه ای درست قدم بردارد و آن را صحیح به کار ببرد . پ ) خرد سبب هدایت انسان می شود و جاهلان خود را از این نعمت بی بهره ساخته اند ./خرد چراغی راهنما در راه زندگی انسان است ، بی خردان ازاین چراغ بی بهره هستند . ۲- تکلیف شب دانش آموز است ، که می توانند از منابع زیر کمک بگیرند : ۱- هفت پیکر نظامی ۲- داستان های دل انگیز ادبیات فارسی ؛ زهرا کیا ( خانلری ) ۳- قصه های خوب برای بچه های خوب ؛  مهدی آذر یزدی ( داستان خیروشر )  
برچسب‌ها: پاسخ خودآزمایی زبان فارسی اول متوسطه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

پاسخ خود آزمایی های ادبیات سال اول متوسطه
درس اول صفحه ی ۶
۱- سزاوار ، خوش گوار- نیستی ، هستی – خواری ، سروری – زیبنده ، درخورنده – گزید ، رسید – بازپسین ، پیشین – بندی ، پندی – راه نماینده ، آگاهاننده – ستوده ، شنوده – کار ، خار .
۲- ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری ، درپای افکننده ی گردن کشان از سروری .
۳- دعا می کند تا دنیا برقرار است بر پیامبر و خاندانش درود باد.
۴- علم ناقص و جزیی ما را به دریای بی پایان علم و معرفت خود متصل کن .
۵- زیرا با گستاخی خود نشان می دهد معرفت حضور در بارگاه خداوندی را ندارد و از بین بردن غرور راکه لازمه بندگی است به جا نیاورده است .

درس دوم – ادبیات حماسی (رزم رستم وسهراب (۱) ) صفحه ی ۱۴
۱- بیت های : چویک ماه شد، همچو یک سال بود برش چون بر رستم زال بود
چوده سال شد زان زمین کس نبود که یارست با وی نبرد آزمود
۲- پسر پدر را بکشد و سپس سهراب نیز به دست فرستادگان مخصوصش کشته شود و به این طریق دشمنان جدی او از بین بروند.
۳- کاووس را از تخت بردارد و پدرش ، رستم را به جای او بنشاند و سپس به توران آمده افراسیاب را نیز از تخت به زیر کشد.
۴- افراسیاب

درس سوم – رزم رستم و سهراب (۲) صفحه ۲۰
۱- سرنوشت : زیرا از دید سازندگان داستان حکم سرنوشت تغییر ناپذیر است ، به گفته ی سهراب : چنین رفت و این بودنی کار بود.
افراسیاب : زیرا با فرستادن دوتن از فرماندهانش (هومان و بارمان ) مانع از شناسایی پدر وپسر شدند .
کاووس : به علت انتقام از رستم نوشدارو نمی فرستد .
رستم : زیرا با وجود اصرار وپافشاری سهراب ، نام خود را نمی گوید .
سهراب : به علت جوانی و خامی با ساده دلی از رستم فریب می خورد وخود را معرفی نمی کند .
۲- تکلیف دانش آموزی
۳- نوش دارو، داروی شفابخشی بود که کاووس آن را در اختیار داشت، بعد از این که رستم پهلوی سهراب را می درد گودرز را نزد کاووس می فرستد و از او نوشدارو طلب می کند اما کاووس از فرستادن دارو خودداری می کند زیرا با خود می گوید اگر سهراب بهبودی یابد پدر و پسر خطری جدی برای ما پیش می آورند – وقتی رستم از زابل فرا خوانده می شود در آمدن درنگ می کند و کاووس از این گستاخی برآشفته می شود و به گیو فرمان می دهد که رستم را بردار کند و رستم با شنیدن این سخنان خشمگین می شود و با پرخاش به او از درگاه بیرون می آید و عاقبت بزرگان با التماس او را برمی گردانند ، لذا کاووس با خود فکر می کند وقتی سهراب بهبودی یابد رستم بدو پشت گرم شده و دیگر بدو وقعی نمی نهد – رستم پس از شنیدن پاسخ منفی کاووس خود برای گرفتن دارو به راه می افتد اما هنوز راهی نرفته بود که خبر می دهند سهراب درگذشته است .

۴- صفحه ی ۱۷-مصراع اول بیت : زدش بر زمین بر به کردار شیر بدانست کاو هم نماند به زیر
ومصراع دوم بیت: چوبشنید رستم ، سرش خیره گشت جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
۵- چون اجل ومرگش فرا رسیده بود توانایی ایستادگی در مقابل رستم را نداشت .
۶- صفحه ی ۱۵ : به سهراب گفت ای یل شیر گیر کمند افکن و گرد و شمشیر گیر
دگرگونه تر باشد آییـــــن ما جز این باشـــد آرایش دین ما

وصفحه ۱۵و۱۶ کسی کاو به کشتی نبـــرد آورد سر مهتــــــری زیر گرد آورد
نخستین که پشتش نهد بر زمین نبرد سرش گرچه باشد به کین

صفحه ۱۷ : کنون گرتو درآب ماهی شوی وگرچون شب اندر سیاهی شوی
وگرچون ستاره شوی بر سپهر ببری ز روی زمین پاک مهــــــر
بخواهد هم از توپدر کین من چو بیند که خاک است بالیــن من

وصفحه ی ۱۷: از این نامداران گردن کشــــــــان کسی هم بــرد سوی رستم نشان
که سهراب کشته است و افکنده خوار تورا خواست کردن همی خواستار
ودو بیت پایانی همین صفحه (صفحه ۱۷) نیز موقوف المعانی اند.
۷- در مثنوی هر بیت قافیه ای مستقل دارد و برای سرودن مطالب طولانی و داستان مناسب است در حالی که قافیه درغزل در پایان مصراع اول و مصراع های زوج می آید و معمولاً ابیات غزل بین ((۵ تا۱۵)) است و محتوایی عاطفی دارد.
درس چهارم میر علم دار صفحه ۳۳
۱- ابیات زیر نارسایی قافیه دارد: صفحه ۲۶ بیت یازده چه تقصیر دارند طفلان من / که درپای آب روان جان دهند . صفحه ی ۲۷- بیت دو : مگر کنی به جهان بیعت یزید قبول / دهیم آب به طفلان تو دراین میدان
و بیت چهار = یارب به برادر به چه سان عرض نمایم گویم چه به آن شاه ؟ بود لال زبانم
صفحه ۲۸ بیت ۱(یک ) = برادر جان ، زجا برخیز وآور ذوالجناح امروز / که از بهر جهاد اهل کین گردم سوار امروز
صفحه ۲۹-بیت ده = خدا ناکرده گرما را ز یک دیگر جدا سازند / نه من روی تو را بینم ، نه تو روی مرا دیگر
صفحه ۳۱ بیت ۷و۸ امیر جهان الحذر ، الحذر / زعباس ، شیر ژیان ، الحذر
برس داد لشکر که از دست رفت / سیه شد جهان ، الحذر ، الحذر
و بیت ده : اگر به قطره ی آبی لبش کند سیراب / دگر به جنگ سپه کس نماند از اشرار
۲- صفحه ۳۱ بیت پنج : شمر حضرت عباس و امام حسین (ع) را ((مطلع نورین )) می داند و در همین صفحه عمرسعد در بیت شش ، امام حسین (ع) را ، امام زمان خویش می خواند و دربیت هفت حضرت عباس را شیر ژیان می داند.
۳- ۱- تفاوت در معنای لغوی تعزیه و نمایش است : تعزیه یعنی عزا داری و نمایش یعنی نمایش دادن یا نمود یافتن
کاری است . تعزیه ، گونه ای از نمایش مذهبی است .به ویژه نمایش وقایع کربلاست .
۲- فرم وشکل تعزیه ، برخلاف نمایش فاقد پیچیدگی است و از ساختی سطحی و تک بعدی برخــــوردار اسـت به
گونه ای که اجرای آن را بسیار ساده می سازد و به همین سبب صحنه را به سهولت می توان به وجود آورد یا
تغییر داد .
۳- درتعزیه شخصیت نمایشی وجود ندارد، بلکه شخصیت ها کاملاً شناخته شده هستند . لذا گفت و گوی نمایشی در تعزیه وجود ندارد. درواقع نوعی شبیه خوانی و نقالی است و به دلیل شناخته بودن ، تماشاگران با آنان به راحتی ارتباط برقرار می کنند.
۴- درتعزیه گریم یا اصلاً وجود ندارد یا درحدی بسیار ساده مطرح است .
۵- لباس ها در تعزیه معمولاً در دو رنگ قرمز وسبز است درحالی که در نمایش لباس ها بسیار متنوع است .
۶- زبان و بیان در نمایش تابع عوامل متعدد موجود در نمایش است ، درحالی که در تعزیه بیان ، محاوره ای و عامیانه است .

۴- تکلیف دانش آموزی

درس پنجم – سمک و قطران
۱- سوگند خوردن به نان و نمک مردان و به صحبت جوان مردان – پای بندی به عهد وپیمان و سوگند
۲- شیر آمدی یا روباه ؟
۳- به عنوان ضمانت و پشتوانه ی عهد و پیمان و سوگند .
۴- آتشک
۵- صفحه ۳۸- بند دوم سطر چهارم : توکیستی و از کجا می آیی و به کجا می روی ؟
و بند پایانی سطر اول : او را دل تنگ دیدم . گفتم : ای پهلوان ، چرا دل تنگی ؟
صفحه ی ۳۹ سطر آخر : هردو باهم عهد کردند .
صفحه ی ۴۰ – بند دوم : قطران گفت : ای آتشک ، شیر آمدی یا روباه ؟ سطر بعد : قطران نگاه کرد و سمک را دید.
بند آخر – سطر اول – هردو برخاستند و به خیمه ی قطران آمدند. قطران را دیدند بی هوش افتاده . سمک گفت : ای آتشک او را چگونه ببریم ؟
صفحه ی ۴۲ سطر اول – گفتند : این شخص دیگر کیست ؟ گفت : او برادر من است .
۶- سیاست بود . سمک و قطران دشمن هم بودند و نقشه کشیدن برضد دشمن سیاست است و سمک هیچگاه به قطران قولی نداده بود که بعد با پیمان شکنی به او خیانت کرده باشد.
۷- آتشک عاشق دلارام است و فردی فرصت طلب است که به محض این که متوجه می شود سمک می تواند او را به محبوبش برساند به راحتی به امیر خود خیانت می کند .
۸- فرو بریم : برپا کنیم . قفا زدن : سیلی زدن ، پس گردنی زدن .
۹- می گویند یک مرغابی در آب تصویر (نور) ستاره می دید ، خیال کرد ماهی است . قصد کرد آن را شکار کند ولی چیزی پیدا نکرد. وقتی چند بار امتحان کرد و نتیجه ای نگرفت ، (آن کار را ) رها کرد . روز دیگر هربار در آب ماهی می دید تصور می کرد همان روشنایی روز قبل است و شکار نمی کرد و نتیجه ی این تجربه آن بود که تمام روز گرسنه ماند.
۱۰- گو

درس ششم داستان خیر و شر صفحه ی ۵۰
۱- خیر .
۲- کشاکش همیشگی نیکی و بدی و حاکمیت خوبی ها و این که سرانجام نیکی رستگاری و عاقبت بدی تباهی و نابودی است .
۳- زیرا شر به سبب بدجنسی تصور می کرد که خیر مروارید خود را بعداً پس می گیرد لذا گفت باید چشم هایت را ببخشی که هرگز نتوانی آن را پس بگیری .
۴- هردو داستان کشاکش نیکی و بدی را نشان می دهد و مثل این داستان ، در آن جا نیز هابیل نماد خوبی و قابیل نماد شر و ستمگری است .
۵- گوهر اول : همان لعل و گوهر است که شر آن را از خیر می دزدد و گوهر دوم استعاره از خیر است .
۶- تکلیف دانش آموزی .
۷- داستان ((مرد ونامرد)) که اصل آن از کتاب هزار ویک شب است و آقای مهدی آذر یزدی آن را بازنویسی کرده است و داستان بینوایان رویارویی ژان والژن و ژاور و داستان هابیل و قابیل .
۸- سعی کن تا می توانی در پی کسب علم و دانش باشی زیرا این گوهر گرانقدر در انتظار تو نمی ماند.
آینه ات را جلا ببخش تا نور حق در آن تجلی کند. (آینه استعاره از دل )

درس هفتم طوطی و بقال صفحه ی ۵۴
۱- پیام این دو بیت با پیام درس یکسان است ، هردو به قیاس نابه جا اشاره دارند. مردان حق و انسان های معمولی ظاهری یکسان دارند درحالی که تفاوت آن دو بسیار است . همان طور که تلفظ شیر درنده با شیر خوردنی یکسان است ولی هرکدام ماهیتی جدا دارند.
پس نباید مردان حق رابا سایرین مقایسه کنیم وبامعیارهای خود،آنان رابسنجیم چون در آن صورت به خطا رفته ایم .
۲- دو بیت پایانی در حقیقت نتیجه ی تمثیلی است که مولوی از داستان خود گرفته است : هزاران پدیده ی همانند وجود دارد که تفاوتشان بسیار است ، بسیار آدم های ناپاک و زشت و شیطان صفت وجود دارند که به ظاهر عابد و زاهد جلوه می کنند و مردم فریب ظاهرشان را می خورند پس نباید دیدی سطحی داشت و انسان های وارسته را با آدم های ناپاک قیاس کرد.
۳- زیرا کار طوطی و مرد جولقی هیچ ارتباط و سنخیتی با هم نداشت و قیاسی نابه جا بود.
۴- الف ) قیاس کافران و جادوگران بارگاه فرعون که خود را با حضرت موسی (ع) مقایسه می کردند و می خواستند با او مقابله کنند درحالی که جادوگران با مکر وجادوگری توانستند ریسمان هایی را چون مار به حرکت درآورند ولی عصای موسی با اشاره و قدرت خداوند به اژدهایی تبدیل شد و همه بساط جادوگران را بلعید. گمراهان و غافلان بین معجزه ی پیامبران و سحر ساحران فرقی نمی نهند.
ب) قیاس مسیلمه ی کذاب که خود را با پیامبر برابر دانسته ادعای نبوت کرد درحالی که پیامبر به بالاترین مرحله رسید و در شمار بالاترین انسان ها قرار گرفت و مسیلمه در تاریخ به دلیل کثرت دروغگویی به صفت کذاب شهرت یافت .

درس هشتم (( گل هایی که در نسیم آزادی می شکفد )) صفحه ی ۶۴
۱- انقلاب اسلامی ایران و ایثار و از خود گذشتگی مردم در آن دوران .
۲- هردو یک پیام و مفهوم را می رساند. خون و ایمان دریک سو نماینده ی معنویت و تفنگ و شمشیر در سوی دیگر نشان خشونت ، بیانگر این مسئله است که معنویت ، شهادت و ایمان بر خشونت ، ظلم و استبداد و شمشیر پیروز است جمله ی اول مربوط به انقلاب اسلامی و عبارت دوم تصویر قیام عاشورای حسینی است با این که امام حسین (ع) به شهادت رسیدند اما پیروز حقیقی این میدان ایشان بودند .
۳- با فرا رسیدن آزادی ، هنر و ذوق و استعدادهای مردم شکوفا می شود.
۴- هنرمندان خود را با انقلاب مردم که چون قطاری سریع به جلو می رفت همراه و منطبق کردند.
۵- مردم را راهنمای هنرمندان می داند.

خودآزمایی درس خط خورشید صفحه ی ۶۷
۱- شب : نماد حکومت ظلم و ستم و استبداد ، آسمان : خوبی ها و پاکی ها ، فصل خزان : دوران ستم ، ستاره و شهاب : مبارزان راه آزادی ، هوای مه آلود: فضای شبهه ناک ستم ، پاک کن : مزدوران حکومت نور: امام خوشید : آزادی
۲- قالب نیمایی یا آزاد
۳- گاهی شهابی مشق های شب آسمان را خط می زد . پاک کن هایی از ابر تیره – خط خورشید را پاک می کرد . خون خورشید آتشی در شفق زد.
( ممکن است تصور شود وقتی شهاب نماد مبارزان است دیگر نمی تواند تشخیص باشد . درحالی که وقتی کلمه ای نماد باشد دامنه ی گسترده ای را دربر می گیرد از جمله معنی واقعی خود عبارت نیز می تواند تعبیر شود و لذا می تواند تشخیص محسوب شود.)
۴- امام خمینی با رهبری مردم و انقلاب اسلامی ، سرنوشت وطن را دگرگون ساخت و مسیر تاریخ این سرزمین را متحول نمود.
۵- درشعر (( آب زنیدراه را )) از مولوی :
باغ سلام می کند، سروقیام می کند / سبزه پیاده می رود غنچه سوار می رسد کلمات باغ ، سرو ، سبزه و غنچه مراعات نظیر دارد. و بیت هفت بین کلمات شراب ، خراب و مست و خمار مراعات وجود دارد ودرشعر خط خورشید بین کلمات دفتر ، حرف ، صفحه و در صفحه ی بعد بین مشق شب و خط زدن و پاک کن و بین نور ، خورشید ، آتش ، شفق و شرق مراعات نظیر وجود دارد.

درس نهم دریادلان صف شکن صفحه ی ۷۴
۱- ازحاشیه ی اروندرودوبه دست جوانانی که درحاشیه ی اروندرودگرد آمده اند و آماده ی هجوم به دشمن اند.
۲- در جبهه ها همه ی چیزهای معمولی ، حقیقتی دیگر می یابند و اشیا گویی گنجینه هایی از رازهای شگفت خلقت هستند.
۳- تکلیف دانش آموزی .
۴- بعضی ها وضو می گیرند و بعضی دیگر پیشانی بندهایی را که رویشان نوشته اند ((زایران کربلا)) بر پیشانی می بندند . بعضی دیگر از بچه ها گوشه ی خلوتی یافته اند و گذشته خویش را با وسواس یک قاضی می کاوند.
- بچه های مهندسی آخرین کارهای مانده را راست و ریس می کنند و …
- بچه ها همان بچه های صمیمی وبی تکلف ومتواضعی هستندکه همیشه درمسجدونمازجمعه ومحل کارت می بینی.
- آن روستایی جوانی که گندم وبرنج و خربزه می کاشته ، امشب سربازی است درخدمت ولی امر و … .
۵- از کرخه تا راین ، خط آتش ، بوی پیراهن یوسف – برج مینو ، سجاده ی آتش ، سریال(( لیلی با من است)) که به شکل فیلم سینمایی نیز در آمده است.
۶- صفحه ۷۳= در معرکه ی قلوب مجاهدان خدا ، آرامشی که حاصل ایمان است ، حکومت دارد.
و صفحه ی ۷۲- صف طویل رزمندگان تازه نفس – با آرامش و اطمینانی که حاصل ایمان است- وسعت جبهه ی فتح را به سوی فتوحات آینده طی می کنند.
۷- امروزه به معنی پیشوا و جلودار و رهبر سردسته به کار می رود ، در گذشته ۱- در هیئت های مذهبی به کسی که بین نوحه خواندن یا سینه و زنجیر زدن با صدایی بلند یا حسین ، یا شهید و … می گوید. ۲- در فرهنگ معین آمده است:سردم :۱- محل اجتماع درویشان ،خانقاه۲- اتاقی چوبی که دردهه ی عاشورانزدیک مسجد یا تکیه برپا می کردند و آن را با شمایل ائمه و بزرگان و قالیچه ها و لوازم درویشی می آراستند و شب ها از واردین پذیرایی می کردند و … ۳- (زورخانه) محلی سکو مانند که مشرف بر گود است و مرشد بر آن قرار گیرد و همراه ضرب ، ورزش را رهبری کند .
می توان نتیجه گرفت که سردم دار به کسی گفته می شود که خانقاه دار و یا فردی باشد که مسؤول آماده کردن اتاق چوبی نزدیک مسجد یا تکیه باشد و یا کسی که در زورخانه آن محل را برای مرشد برپا می کرده است و با ظرف سردم که ظرفی برنجی بوده است انعام و پاداش مرشد را جمع آوری می کرده است .
خودآزمایی شعر پاسخ صفحه ی ۷۶
۱- این رسم ایرانی که به هنگام سفر مسافر را از زیر آیینه و قرآن عبور می دهند و مقداری آب نیز پشت سر او می ریزند .
۲- نهاد این مصراع ((مادر)) است . منظور این است که مادرم با آوردن قرآن و آیینه و آب صفا و پاکی و روشنایی معرفت و ایمان را در قلب من وارد می کند.
۳- چراغ نماد ایمان ، استقلال ، آزادی ، فرهنگ ، وطن و خلاصه ی همه ی خوبی ها باشد .
۴- با تمام دل خود می گویم .
۵- آماده شدن برای مبارزه با دشمن .
۶- شعر سنتی دارای وزن و قافیه است و طول مصراع ها با هم برابر است ولی در شعر نو ، تنها شاخه ی نیمایی آن وزن دارد (شاخه های دیگر آن مثل شعر سپیدو انواع دیگر آن وزن عروضی ندارد)
قافیه نیز در شعر نو جایگاه مشخصی ندارد و شاعر هرجا ضرورت شعر ایجاب کند از آن استفاده می کند و طول مصراع ها نیز کوتاه و بلند است و از همه مهم تر این که محتوای اشعار نو بسیار گسترده و متنوع است .

درس دهم هدیه ی نا تمام خودآزمایی صفحه ی ۸۴
۱- پدر نیک با چاره اندیشی و سخنان به موقع خود رابطه ی عاطفی بین مادر و فرزند را تشدید کرد آن جا که نیک به علت تحقیر شدن هدیه اش گریه می کرد سطل را از دست او گرفته مفید بودن آن را ستود و با تمیز کردن آشپزخانه ارزش استفاده از زمین شوی و سطل را نشان داد و با گفتن این که قسمت دیگر از هدیه ی نیک این است که از این به بعد او کف آشپزخانه را خواهد شست هدیه ی نیک را به هدیه ای واقعی و یک کمک مؤثر به مادر بدل کرد و با این تدابیر مادر را از دریافت هدیه اش خوش حال کرد.
۲- زیرا می دانست هدیه ی جو که شانه ای با نگین های کوچک است قطعاً مورد توجه مادر قرار می گیرد و ارزش هدیه ی اورا دوباره پایین می آورد.
۳- تا ارزش هدیه ی برادرش حفظ شود .
۴- جو (راوی داستان )
۵- تکلیف دانش آموزی .
درس یازدهم مسافر صفحه ی ۹۰
۱- آخر دنیا جایی که مرز آفرینش و دنیای خلقت است .
۲- عقل مصلحت اندیش
۳- تیمور لنگ
۴- مصلحان ، بهشتی و رستگارند و ستمگران ، بدفرجام و دوزخی .
۵- با بیت اول : نیرویی به من ده تا قدرت و توان خود را از روی کمال عشق و نهایت محبت ، تسلیم خواسته ها ورضای تو کنم .
بیت دوم : قدرتی به من بخشا تا روح خود را از تعلق به جنبه های ناچیز روزگار بی نیاز کنم و از هرچه رنگ تعلق پذیرد ، آزادش سازم .
۶- ارزشمندی اشک را می رساند زیرا اشک از دل برخاسته و مظهر احساسات و عواطف پاک انسانی است .
اظهار فروتنی می کند (من چیزی نیستم ) می گوید من ابتدا اشک شوق ، سپس اشک دوستی و اکنون اشک اندوهم چون اظهار فروتنی می کند لذا کمال می یابد.
۷- تکلیف دانش آموزی
۸- درشعر سعدی قطره در مقابل عظمت دریا اظهار فروتنی می کند و همین او را به کمال می رساند (به در تبدیل می شود ) و دراین جا نیز اظهار کوچکی قطره را به کمال می رساند.
در هردو تواضع و فروتنی قطره ها را به کمال می رساند.
۹- تکلیف دانش آموزی

خودآزمایی درس دوازدهم از کعبه گشاده گردد این در صفحه ی ۹۶
۱- حتی اگر خود بمیرد محبوبش (عشقش ) پایدار بماند و عاشق تر شود و خداوند از عمر او بکاهد و به عمر لیلی بیفزاید .
۲- بیت ۲۱- از عمر من آن چه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افزای
و بیت ۱۹ – کــــز عشق به غایتی رسانـــــم کاو ماند اگر چه من نمانــم
۳- زبان نرم و لطیف و بیانگر احساسات و عواطف و آرزوهای انسانی .
۴- چون رایت عشق آن جهانگیر شد چون مه لیلی آسمان گیر
رایت عشق ، مه لیلی وجه : زیبایی
مشبه به مشبه مشبه به مشبه
رایت عشق مثل مه لیلی آسمان گیر شد
مشبه ادات مشبه به وجه شبه
فرزند عزیز را به صد جهد / بنشاند چو ماه در یکی مهد
مشبه ادات مشبه به
خودآزمایی درس سیزدهم در امواج سند صفحه ی ۱۰۲
۱- بیانگر زوال حکومت خوارزمشاهی . ( وقتی شاعر یا نویسنده با بیان کلماتی در آغاز نوشته ی خود فضای کلی آن را مشخص می کند به آن فضا سازی یا براعت استهلال می گویند )
۲- آتش های ترک : آتش افروزیهای مغولان ، خون تازیک : خون ایرانیان
۳- خون آلودگی ایران کهن و زوال حکومت خود را دید .
۴- در بیت ۱۰- درآن دریای خون در قرص خورشید / غروب آفتاب خویشتن دید : منظور آسمان خون رنگ غروب است .
در بیت ۱۴- درآن دریای خون در دشت تاریک / به دنبال سر چنگیز می گشت : منظور خون سربازان کشته شده (خون کشتگان ) که در دشت نبرد چون دریایی به راه افتاده بود.
۵- موج : به کوه گران (بیت هجده ) و به سیماب (بیت بیست و دو )
رود: به سد روان (بیت بیست ) ، اژدهای زندگی خوار (بیت سی و دو) و دریای بی پایاب (بیت سی و هفت )
۶- با بیانی حماسی آن را خروشان ، ژرف ، بی پهنا ، کف آلود مانند سدی روان و اژدهایی زندگی خوار و چون دریایی بی پایاب وصف می کند .
۷- از بیم بدنامی وبرای این که بتواند بدون دغدغه بجنگد ودرصورت لزوم بتواند برای تجدید قوا فرار کند.
۸- عبور از دریایی عمیق بعد از پشت سر گذاشتن جنگی سخت .
۹- حکومت وزندگی خود را از دست رفته می دید. از درد غرق شدن کودکان مانند موی خود به پیچ وتاب و پریشانی افتادند.
۱۰- چون به پاس هر وجب از خاک این سرزمین سرها و افسرهای بسیار فدا شده است ، پس باید قدر وطن را دانست و آن را کوچک و خوار نشمرد.
۱۱- نمونه ها بسیار است ، جانبازی رزمندگان در رها سازی خرمشهر و … ( تکلیف دانش آموزی )
۱۲-چهارپاره، ازچند بند هم وزن تشکیل شده است و هر بند شامل چهار مصراع که مصراع های زوج آن هم قافیه اند و پس از مشروطه در ایران ابداع شده است و شامل موضوعات غنایی و اجتماعی است .
ولی مثنوی : ابیاتی به هم پیوسته و طولانی است که هر بیت قافیه ای مستقل دارد و از دیر باز در ادبیات ما رواج داشته است و موضوعات بسیار متنوعی دارد .
نمونه های مثنوی : تکلیف دانش آموزی
خودآزمایی درس چهاردهم صفحه ی ۱۰۶
۱- مردم بی هنر
۲- مغیلان مخفف ام + غیلان (غولان ) = مادر غولان . مغیلان یا خار شتر درختچه ای است که در صحرا می روید، چون باد در لای بوته ی مغیلان صدای هوهویی تولید می کرد قدما فکر می کردند که این درختچه ماوای غولان است و غول در زیر آن ، بچه گذاشته و صدای زوزه باد صدای بچه های غول است . به همین دلیل مسافران از نزدیک شدن به این درختچه ها بخصوص در شب واهمه داشتند .
۳- از اصالت موروثی به گوهر اصل و از اصالت اکتسابی به گوهر تن و گوهر هنر نام برده شده است .
۴- خرد و دانش .
۵- ۱- زبان سرخ سر سبز را بر باد می دهد . ۲- تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
۳- زبان آید زیان آید ۴- زبان پاسبان سراست
۵- زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم / به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
۶- زبان بسته باید گشاده دودست / زبان بسته بهتر که گویا به شر ۷- زبان ترجمان دل است
۸- زبان ، بسیار سر برباد داده است ۹- زبان ، سر را عدوی خانه زاد است (وحشی)
۱۰- زبان بند کردن به صد قید و بند – بسی به زگفتار ناسودمند (امیرخسرو)
۱۱- زبان چرب گویا و دل پر دروغ بر مرد دانا نگیرد فروغ (فردوسی)
۱۲- زبان چیره گردد چوشد دست چیر
۱۳- زبان خلق تازیانه ی خداست
۱۴- زبان خوش مار را از سوراخ بیرون آورد .
۱۵- زبان در دهان ای خردمند چیست – کلید در گنج صاحب هنر
۱۶- چو دربسته باشد چه داند کسی – که گوهر فروش است یا پیله ور (سعدی)
۱۷- زبان دردهان کسی گذاشتن
۱۸- زبان را بپای از بد اندیش و دوست – که نزدیک تر دشمن سزت اوست (سعدی)
۱۹- در فتنه بستن دهان بستن است ( امیر خسرو )
۲۰- اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند بهتر که سخن گویی و خاموشت کنند (منسوب به سقراط)
۲۱- زبان گوشت است به هر طرف بگردانی ، می گردد . ۲۲- زبانم مو در آورد .
۲۳- زبان مرغان مرغان دانند ۲۴- زبانش با سرش بازی می کند .
۲۵- زبان و گوش دادت کلک نقاش که گاهی گوش شو گاهی زبان باش (وحشی ) (از امثال و حکم دهخدا)

۶- آدمی بردیگر جانوران به ده درجه که در تن اوست بر حیوان برتری یافت : پنج درجه ی درونی و پنج درجه ی بیرونی که پنج درجه درونی عبارتند از : اندیشه ، به خاطر سپردن ، تخیل و تشخیص و سخن گفتن و پنج درجه بیرونی : قوه ی شنوایی ، بینایی ، بویایی ، لامسه و چشایی و از این قوه ها و نیروها آن چه جانوران دیگر دارند به پای نیروهای آدمی نمی رسد.
۷- با بند اول درس ارتباط دارد.
۸- وقتی این را دانستی ، زبان را به خوبی و هنر آموختن عادت بده و زبان را جز به خوب گفتن عادت مده زیرا زبان تو دایم همان چیزی را می گوید که تو آن را بدان وادار کرده باشی زیرا گفته اند : هرکس زبان او خوش تر باشد ، طرف داران او بیشتر خواهند بود و با داشتن همه ی هنرها ، تلاش کن سخن را در جای خود بگویی زیرا سخن بیجا حتی اگر خوب باشد ، زشت به نظر می رسد و از سخن بی فایده دوری کن زیرا سخن بی فایده تماماً زیانکاری است و سخنی که از آن بوی دروغ بیاید و بوی هنر از آن به مشام نرسد ، نگفتنش بهتر است .
پنج مورد از تفاوت ها : ۱- زفان = زبان ۲- تو او را برآن داشته باشی : تو آن را بدان وادار کرده باشی
۳- سخن به جایگاه : سخن به موقع و بجا
۴- سخن نه بر جایگاه : سخن بیجا و بی موقع
۵- دوری گزین : دوری کن ۶- زشت نماید : زشت به نظر می رسد و …
۹- اصالت اکتسابی که انسان با عقل و خرد خود، آن را کسب می کند .

خودآزمایی درس کدام قبله صفحه ی ۱۰۷
۱- روی برخاک مالیدن و تعظیم کردن در برابر شاه .
۲- طمع
۳- انسان از نفس شهوت پرست اطاعت نکند.
۴- معنی : ای رسول ) آیا دیدی آن کسی که هوای نفسش را خدای خود قرار داده است ؟ با بیت پایانی تناسب معنایی دارد.
خودآزمایی درس متاع جوانی صفحه ی ۱۰۹
۱- مرغ زیبا ، متاع ، گنج
۲- زیرا می گوید معنی آن را فقط به هنگام پیری خواهد دانست پس سؤال کردن اکنون بی فایده است. اگرمی تواند اکنون قدر جوانی را بداند زیرا جوانی دیری نخواهد پایید .
۳- قطعه . زیرا چند بیت هم وزن است که مصراع های زوج آن هم قافیه است و وحدت موضوع دارد .
۴- پیام شعر این است که : انسان در جوانی مغرور نیرو و توان خود است وقتی پیر شد متوجه می شود که پیری ، قدرتمندان را نیز ناتوان می کند و پروین نیز همین مفهوم را درشعر خود بیان کرده است و البته پروین می خواهد قدر جوانی را بدانیم زیرا زود می گذرد و چنین نتیجه گیری ای در قطعه ی احمد مشکان طبسی نیامده است .
قطعه طبسی دو بیت است ولی ابیات قطعه ی پروین بیشتر است و در قالب مناظره نیز سروده شده است .

خودآزمایی درس پانزدهم صفحه ی ۱۱۸
۱- لباس را برای مصونیت و به عنوان حریمی قابل اطمینان در مقابل نگاه های پلید می پوشد .
۲- یعنی لباس نباید مثل پوست انسان را عریان و برهنه نشان دهد بلکه به عنوان خانه ای بایدحریم امن او در مقابل نامحرمان باشد و به او آرامش و امنیت ببخشد .
۳- فرهنگ و شخصیت و اعتقاد و ارزش های اعتقادی هرفرد در لباس پوشیدن او هویدا می شود.
۴- پوچی و دروغین بودن بخش هایی از تمدن غرب . (فرهنگ برهنگی غرب )
۵- برخی معتقدند حجاب محدودیتی برای فعالیت های اجتماعی است درحالی که چنین نیست . پوشش و حجاب به انسان آرامش و مصونیت می بخشد و باعث می شود به جای آراستن ظواهر با آسودگی به فعالیت بپردازد و به جای این که به زن و مرد بودن خود بیندیشدبه انسان بودن خود فکر کند و به عنوان قطره ای به دریای جامعه بپیوندد .
۶- فعالیت دانش آموزی به منابع زیر می توان مراجعه کرد:
۱- الجزایر مردان مجاهد از حسن صدر ۲- الجزایر و مسئله ی حجاب از فرانتس فانون
۳- زنده بادآزادی از علی وافی

خودآزمایی درس شانزدهم صفحه ی ۱۲۳
۱- در عهد پیغمبر مسجد جایی بود که مسلمانان آن جا جمع می شدند و پیامبر در همان جا کارهای امت را حل و فصل می کردند. در دوره های بعد اهل حدیث حلقه های خود را در آن جا بر پا می کردند و صوفیه برای اعتکاف در مسجد خلوت می گزیدند و حوزه هایی برای مقابله و تلاوت و تعلیم تجوید و قرائت قرآن در آن جا تشکیل می شد.
۲- ناشی از تنوع و اختلاف نژاد اقوامی که سرزمین آن ها به وسیله ی مسلمانان فتح می شد.
۳- زیرا تمام تصوری که از زیبایی در ذهن معماران و هنرمندان بوده است در مسجد مجال بروز یافته است . هنرهای مختلفی از قبیل : معماری در توازن اجزا‌ ، نقاشی در نقوش و الوان کاشی ها ، خوش نویسی در الواح و کتیبه ها ، شعر در موعظه ها ، موسیقی در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ و صنایع دستی برای تکمیل و تزیین این مجموعه ی الهی به میدان آمده اند .
۴- جلوه های گوناگون فرهنگ و هنر اسلامی در طی قرن های دراز در بنای مسجد مجال بروز یافته است پس یک مورخ می تواند با مطالعه در مساجد ، تصویر روشنی از تمدن و تاریخ اقوام مسلمان عالم را پیش چشم خود مجسم کند .
۵- احیای هنرهای قدیم برای ترمیم واصلاح آن چه ازاین ابنیه ی خدایی فرسوده شده است وتعیمرهرچه از آن جمله در حال ویرانی است .
۶- که مردم مساجد را خالی نگذارند و درمساجد شرکت داشته باشند .
۷- بر اساس شماره ی حروف ابجد عدل مظفر : ع = ۷۰ ، د = ۴ ، ل = ۳۰ ، م = ۴۰ ظ = ۹۰۰ ، ف = ۸۰ ، ر = ۲۰۰ این اعداد را جمع می کنیم :
۱۳۲۴ = ۲۰۰ + ۸۰ + ۹۰۰ + ۴۰ + ۳۰ + ۴ + ۷۰
سال ۱۳۲۴ هـ .ق به دست می آید که سال تأسیس مجلس شورای ملی سابق بوده است .

خودآزمایی درس هفدهم کلاس نقاشی صفح ی ۱۲۷
۱- اسلیمی : از طرح های اساسی و قراردادی هنرهای تزئینی ایرانی مرکب از پیچ و خم های متعدد که انواع مختلف آن با شباهت به عناصر طبیعت مشخص می گردد .(معین)
شکل تغییر یافته ی کلمه ی اسلامی .

۲- گرته برداری (گرده برداری ): با خاکه ی زغال و غیر آن ، تصویر چیزی را طراحی کردن (معین)
۳- بی رنگ : نمونه و طرحی که نقاش به صورت کم رنگ یا نقطه چین بر کاغذ می آورد و سپس آن را کامل رنگ آمیزی می کند ، طرح اولیه
۴- روزگاری : از روی طرحی نقاشی کردن ۵- نقطه چینی : خط یا سطحی را به وسیله ی نقطه های متعدد پرکردن .
صورتگری : نقاشی
۲- در دو بند اول درس که جملاتی شعر گونه به دنبال هم آورده است و همچنین در صفحه ی ۱۲۶ پاراگراف دوم دست معلم ازوقب حیوان روان شد ، فرود آمد … به طور کلی نحوه بیان ادبی درکل متن ذوق شاعری نویسنده را به ما گوشزد می کند.
۳- ۱- ایجاز و کوتاهی جملات ۲- استفاده از کلمات هماهنگ و متناسب ۳- پرهیز از تکرار .
۴- مسلمانان معتقد بودند خداوند خالق انسان و طبیعت است و شبیه سازی از روی انسان در اسلام شرک به شمار می آمده است و اگر کسی انسانی را به تصویر می کشید ، می گفتند در آخرت باید درآن روح بدمد و مورد بازخواست قرار گیرد و کشیدن چهره ی انسان را نوعی شرک می دانستند و به خصوص در مسجد آن را حرام می دانستند و تاکنون نیز این عقیده وجود دارد که نصب عکس در مسجد کراهت دارد.
۵- حرفی به کارش بود (کنایه از مشکل داشت ) ، دستی نازک داشت (ظریف می کشید) ، صورتک به رو نداشت (تظاهر نمی کرد) و … .
۶- سادگی و صمیمیت درآن حاکم بود، دل خواه و روان بود . خشک نبود و خندیدن در آن روا بود.
۷- برآمدگی پشت و سم ها ی اسب ، شتابان خط هایی در هم کشید و علفزاری ساخت و حیوان را تا ساق پا در علف نشاند .

خودآزمایی درس هجدهم – مشروطه ی خالی صفحه ی ۱۳۵
۱- یکی از راه های طنز استفاده از مسائل عادی زندگی و ارتباط دادن آن با مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی است و دهخدا با استفاده از مشاجره پدر ومادر خود می خواهد کلاهبرداری و دروغگویی وکلا را در زمان خود بیان کند.
۲- بسته شدن عقد دختر عمو ، پسرعمو در آسمان ، سی وسه بندم به تکان افتاد . (در پزشکی قدیم معتقد بودند که استخوان های بدن آدم با سی وسه بند به هم متصل شده است )
۳- بی سواد ، زیرا تفاوت عقد نامه و وکالت نامه را متوجه نمی شود .
۴- نویسنده خود نیز با دختر عمویش نامزد بوده و می دانسته که جدا کردن نامزد از نامزد چه ظلم عظیمی است .
۵- برای اعتراض به دخالتهای روسیه در امور داخلی ایران و اعتراض به محمد علی شاه عده ای از مبارزان مشروطه در سفارت انگلیس و عده ای در شاه عبدالعظیم دست به تحصن زدند.
۶- زیرا می داند مردم از وکیل خیر نخواهند دید همان طور که مادرش خیر ندیده بود .
۷- ننه ، جاپن ، پتل پورت .
۸- تکلیف دانش آموزی .
خودآزمایی درس نوزدهم – حاکم و فراشان صفحه ی ۱۴۰
۱- یعنی آن وقت سروکارت با فراشان خواهد بود که با چوب دستی های خود حساب تو را می رسند و تو را کتک می زنند .
۲- نظام عریض و طویل تشریفاتی دربار در اواخر قرن سیزدهم هجری .
۳- توجهی نشان نداد ، اعتنایی نکرد ، خود را به نفهمیدن زد . امروزه ضرب المثل (( خودرا به کوچه علی چپ زد .)) را نیز درهمین معنا به کار می بریم .
۴- حکیم باشی ، آشپز باشی ، حاکم باشی ، قزاق باشی ، تفنگدار باشی و …
۵- سطرچهار : درپیشاپیش آنان یک نفر سرخ پوش دیوچهر و درپشت سرآن ، ده بیست نفر سوار با تیپ می آیند.
سطر پنجم : به ما گفت راست ایستاده هنگام عبور آن ، کرنش و تعظیم نمایید .
ودرسطر هفتم : آن هم ابداً به روی بزرگوار خود نیاورده .

خودآزمایی غزل مرغ گرفتار صفحه ی ۱۴۲
۱- بیت هشتم – گر شد از جو شما خانه ی موری ویران خانه ی خویش محال است که آباد کنید
۲- بیت سوم بین گل ، لاله ، شمشاد و مرغ بیت ششم : بیستون ، شیرین و فرهاد
۳- آزادی
۴- از اشاره و تلمیح به این داستان می خواهد بگوید سختی های بسیار بر سرراه آزادی و آزادی خواهان قرار دارد ، مبادا با گفتن و بزرگ کردن این مشکلات ، آزادی خواهان را نا امید و مأیوس کنید .
اشارات و معنی بیت: (کوه بیستون : مشکلات و موانع راه مبارزه شیرین : آزادی فرهاد : آزادی خواهان
مشکلات بر سرراه آزادی قرار دارد مبادا با خبرهای ناگوار ازآزادی ، مبارزان را غمگین و مأیوس سازید .)
۵- مسائل اجتماعی از قبیل آزادی ، وطن ، بیزاری از ظلم و …
خودآزمایی درس بیستم – سفر به بصره صفحه ی ۱۴۸
۱- می خواستم بروم ، سوار شو (سوار اسب شو) ، وارد شویم
۲- به دو دلیل ۱- فقر وبینوایی ۲- تا وزیر بداند که ناصر خسرو درفضل و دانایی مرتبه ی بالایی دارد و وقتی بر نوشته ی او آگاهی می یابد بداند که چه شخصیتی دارد و درچه مرتبه و موقعیت علمی ای قرار گرفته است تا وقتی نزد وزیر حاضر می شود شرمنده نشود .
۳- گهی زین به پشت : چون به بصره رسیدیم ، از برهنگی و عاجزی به دیوانگان مانند بودیم .
گهی پشت زین : بعد از آن که حال دنیاوی ما نیک شده بود و هریک لباسی پوشیدیم .
این هردو حال در مدت بیست روز بود .
۴- در پایان نتیجه می گیرد: من این فصل را آوردم تا مردم بدانند که به شدتی که از روزگار پیش آید نباید نالید و از فضل و رحمت کردگار ناامید نباید شد که او رحیم است .
۵- خورجین بی مقدار و بی ارزش . در مکی ، دمکی .

خودآزمایی پرستو درقاف صفحه ی ۱۵۲
۱- زیرا خود را به پرستویی تشبیه کرده که برای یافتن خدا به اوج قاف (مدینه و بقیع ) پر کشیده است مثل سفر پرندگان در منطق الطیر عطار که برای رسیدن به سیمرغ (خدا) به سوی قاف پرواز کردند .
۲- حدیثی است که درموسم حج شانزده هزارفرشته ازآسمان به زمین می آیند ، با توجه به این حدیث پس می توان عطر بال فرشتگان را حس کرد و علاوه بر این مدینه محل نزول وحی بوده است و عطر بال جبرئیل ، فرشته ی حامل وحی را هنوز هم می توان با مشام جان بویید .
۳- بوی مدینه می آید – شهری سپید پوش – دوست دارم مدینه را بغل کنم .
۴- درآن زمان باران می باریده است و بوی خوش خاک مدینه از باریدن نم نم باران برخاسته بوده است .
۵- امام سجاد(ع) بعد از شهادت شهیدان کربلا هرگز در سایه نیاسود و بعد از وفاتش نیز برفراز مزارش گنبدی برپا نشد (گنبد ساخته شد ولی آن را خراب کردند ) اکنون نیز مزارش گنبدی ندارد تا او را از آفتاب و تابش داغ آن مصون بدارد ، گویی که پیمان امام تاکنون هم باقی است .
۶- یعنی آن همه عظمت بقیع وشرح دردها را که مانند دریایی است در سفر نامه ی خود که مانند کوزه ای است . بریزم و بیان کنم ، ولی نمی توانم .
گر بریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد قسمت یک روزه ای
۷- زبان درس(( پرستو در قاف)) ساده ، روان و البته مقداری ادبی است .
در((سفر به بصره)) نشانه هایی از کهنگی زبان ، کلمات قدیمی ، فعل های پیشوندی وساخت های کهن دستوری دیده می شود و البته نثر ساده ی حدود هزار سال پیش است .
خودآزمایی درس بیست و یکم زندگی من صفحه ی ۱۵۸
۱- لامسه
۲- به علت مشکلات گاهی شکست می خوردم ولی هیچ گاه نا امید نمی شدم و دوباره پیش می رفتم .
۳- کتاب را نور خورشید و ادبیات را بهشت خود دانسته است .
۴- رابرت بریل مبدع خط بریل ، رودکی ، دکتر طه حسین ، ابولعلای معری ، ادیب نیشابوری
۵- تکلیف دانش آموزی .

خودآزمایی درس بیست و دوم پیرمرد چشم ما بود صفحه ی ۱۶۴
۱- تکلیف دانش آموزی
۲- محله ی شمیران در تهران .
۳- چون نیما در بند خانه نبود و وظیفه اش را به عنوان پدر وشوهر خوب ادا نمی کرد.
۴- خیر ، آل احمد می گوید : (پیرمرد تا آخر عمر یک دهاتی غرب زده در جنجال شهر باقی ماند . یک دهاتی به اعجاب آمده و ترسیده و انگشت به دهان ) یا ( با ادب شهر نشینی اخت نشده بود. پس از این همه سال که درشهر به سربرده بود ، هنوز دماغش هوای کوه را داشت )
۵- از رفت و آمدهای بسیار جوانان به خصوص در چنان وضع بد اقتصادی .
۶- درشعرهایش .
۷- نیمامانند مروارید، شخص نادروارزشمندی بودکه در زمانه ی حقیر و درمیان مردمی که او را درک نمی کردند زندگی می کرد وتا سال ها کسی حرف و شیوه اش را نمی شناخت .
۸- بند دوم صفحه ۱۵۹ – تا اواخر سال ۲۶ یکی دوبار به خانه اش رفتم – خانه اش کوچه ی پاریس بود . شاعر از یوش گریخته و درکوچه پاریس ! عالیه خانم رونشان نمی داد و پسرشان که کودکی بود ، دنبال گربه می دوید و سروصدا می کرد.
صفحه ۱۶۲ بند دوم : شبی که آن اتفاق افتاد ما با صدای در از خواب پریدیم اول گمان کردم میراب است خواب که از چشمم پرید و از گوشم ، تازه فهمیدم که در زدن میراب نیست و شستم خبردار شد …
درتمام درس جملات کوتاه به کار رفته است .

خودآزمایی درس بیست و سوم نمونه هایی از اشعار اقبال لاهوری صفحه ی ۱۶۹
۱- انسان (خود شاعر) در بی همزبانی و تنهایی و بی همدردی
۲- کسی که خار(مشکلات ) می بیندولی ازچمن می گوید(زیبایی ها را می بیند ) و بادیدی مثبت به امور نگاه می کند .
۳- در بیت اول قطعه ی سروری :
خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت
۴- زندگی بایدحرکت و تکاپو داشته باشد زیرا زندگی راکد چیزی جز نیستی نیست .
خودآزمایی شعر لاله ی آزاد صفحه ی ۱۷۲
۱- آبم نم باران است ، فارغ ز لب جویم تنگ است محیط آن جا در باغ نمی رویم (نفی آسایش جویی زیرا اگر به دنبال آسایش بود در باغ می رویید . )
من لاله ی آزادم خود رویم و خود بویم در دشت مکان دارم ، هم فطرت آهویم (نفی دست پرورد بودن
زیرا آزاد هستم ونیاز به باغبان وپرورش دهنده ندارم . )
۲- بند سوم : هر صبح نسیم آید ، بر قصد طواف من
۳- می گویند : صحرای ختن به دلیل روییدن زعفران و گیاهان خوشبو، معطر و خوشبو است و آهویی که در این صحرا می چرد چون از این گیاهان می خورد خون در نافه اش به مشک بدل می شود .
۴- بند دوم : بر ساقه ی خود ثابت ، فارغ ز مدد کارم من لاله ی آزادم ، خود رویم و خود بویم
بر فطرت خود نازم ، وارسته ضمیرم من آزاده برون آیم ، آزاده بمیرم من
۵- داستان لیلی و مجنون – درس دوازدهم : از کعبه گشاده گردد این در
۶- بر فطرت خود نازم وارسته ضمیرم من آزاده برون آیم آزاده بمیرم من به فطرت آزاده ی خود افتخار می کنم زیرا از همه وابستگی ها رهیده ام ، من آزاده متولد می شوم و بی هیچ وابستگی می میرم .

خودآزمایی درس بیست و چهارم تا هست عالمی ، تا هست آدمی صفحه ی ۱۷۷
۱- لاله ی دامان کوهسار، سبزه ی بهار ، صوت بلبل ، آبشار ، خاک کشور ، ذوق کودکی ، پند مادر ، بار شکر ، بنفشه ، نازبوی ، آب جو
۲- لفظی که پیش هر سخنش مرا به سجود می آورد . مقصود این است که لفظی بسیار ارزشمند است و به دلیل عظمت و ارزشش مرا به تعظیم در مقابل خود وا می دارد.
۳- تأکید و جای گزینی بیشتر در ذهن خواننده .
۴- شاعر : صفیه ی گل رخسار – لایق شیر علی

 


برچسب‌ها: زبان فارسی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

ووووف ..! مــــای گـــاد!
من خیلی هَـــپی ام!
چطوری مای فرندِ من! کلی میست کرده بودم!
خدارو تنکس،همه چی اوکیه!!
وااای دَدی و مامی رو ببین!
... وااااوووو تهران چقدر چینج شده!
قبلانا این میدون اونور نبود؟
آآآآخ آی لااااااو کبابِ ایرووونی با تومیتو!
ساری شما به تومیتو چی میگین ؟!
دختر همسایه در بازگشت از سفر سه روزه به سواحل کبوتر

 

دخترا که لاغر شن همه میگن شده مثه باربی
پسرا که لاغر شن همه میگن معتاد شده

 

پسرا:
1: شنیدم لپ تاپ گرفتی . مشخصاتش چیه ؟
2: 8 گیگ رم - 1 ترا هارد . . .
دخترا:
1: شنیدم لپ تاپ گرفتی . مشخصاتش چیه ؟
2: صورتیه ( ذوق مرگ )

 

آیا میدونستید حداقل یک مرد به اسم آدم داشته ایم، ولی‌ همان یک زنِ آدم را هم نداشتیم !

 

ضد دختر ترین اس سال:
آدما شاید دختر بشن اما دخترا آدم نمیشن.

 

كشتي در حال غرق شدن بود كه نا خدا فرمان خروج داد ،مردها حمله كردن كه برن ، ناخدا گفت خجالت بكشيد،زنها مقدمند!
زنها ضمن تشكر از ناخدا يكي يكي پياده شدن، بعد ناخدا گفت آقايون حالا ميتونيد پياده شيد ، كوسه ها به اندازه كافي سير شدن !!!
به سلامتي همه آقايون

 

زنها دوست دارن با مردی ازدواج کنن که مثل شیر قوی مثل خر کاری مثل سگ با وفا مثل میمون با مزه و مثل خروس با غیرت باشه اما بعد از ازدواج میفهمن که مردا مثل شیر بی رحم مثل خر نفهم مثل سگ هار مثل میمون زشت و مثل خروس همه مرغها رو دوست دارن....

 

تو انتشارات دانشگاه یه دختره دَر فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید : ببخشید اگه فلش در نداشته باشه ویروسی می شه؟؟؟!!!!
یعنی از شدت خنده پله ها رو دندون میگرفتم!!

 

طبق آخرین آمار، خانوم ها 70٪ عمر خود را در جستجوی یافتن آدرسِ " یه دکترِ خوب " سپری میکنند!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

     

          لره به یه دختری میگه اسمت چیه!
          دختره خودشو لوس میکنه میگه:عطر گل یاس اسمم ثریاست!!!!!
          یارو هم میاد کم نیاره میگه: گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه!!!

         www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

        لره  داشته با اخم پولکی می خورده بهش میگن چته؟

           میگه : والله ما هر حرفی بزنیم شما میگین سرخوشه نمی فهمه …

           ولی به خدا این چیپسا شیرینه …                                                                                  

            www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com        

             ترجمه ی I LOVE YOU به زبان لری : دردت بزنه تنگ دلم

              www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

          مکیدن ممنوع ! ، خوردن ممنوع ! لیسیدن ممنوع ! فرو کردن انگشت ممنوع !

          زبان زدن ممنوع !

          اینا رو یه عسل فروش لر در مغازه اش نوشته بود !!!                                                

            www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com 

          تو مراسم ختم پدر  لره  بلندگو میگه :مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین .
          یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم .

            www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com 

           لره آزمایش ادرارش گم میشه میگه بله دیگه مملکت بخور بخوره! 

          www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com 

    از  لره  میپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد میگه: رفته بود زیارت

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

     به لره  می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه!!با ط دسته دار. میگه اتفاقا با طی دسته دار شستم

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    لره به پسر تازه دامادش میگه: شب که رفتی حجله سفت ترین جای بدن تو بکن تو اونجا که زنت می شاشه. صبح میبینن یارو سرش تو سنگ توالت گیر کرده!!

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

     لره  برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی ؟ میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    به  لره  که از حج برگشته‌ می‌گن سفر حج چطور بود… می‌گه: خیلی سنگ خورد تو سرو صورتم ولی آخرش بوسیدمش.

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

     لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود.  گفت: خیلی عالی بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی میگفتن.  لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن اسگله رو اسگله رو …

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    یه روز  لره و دوستش  سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از اونا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو 

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    لره زن بیوه برادرش رو میگیره , شب عروسی زنه خیلی داد میزنه.میگن : دختر بود؟میگه : نه اون سوراخ ماله برارم بید , من یه سوراخ سی خودم وا کردم

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    غضنفر و لره باهم یه کارخونه سفیدآب تاسیس می کنن. اول کارشون برای اینکه بیشتر بفروشن وسطش گردو میذارن !!

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    جدیدترین جمله ای که لره پشت ماشینش نوشته:
    برار غریبم جومونگ

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    صرف فعل نشستن به گویش لری:
    مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه
    ما که بنیشیم شمام که بنیشید
    دیه جا نی اونا بنیشن!!!

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    دو دسماله چیست؟
    -حرکتیست هلیکوپتری و غرور آفرین توسط جلف ترین فرد لر.

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    لره  زنگ می زنه فرودگاه می گه:
    ببخشید خانم از تهران تا شیراز چقد راهه
    دختره میگه یه لحظه!
     لره  میگه مرسی و قطع می کنه!  

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    حافظ و دختر لر
    گفتم: غم تو دارم
    گفتا : سی چی برارم
    گفتم: که ماه من شو
    گفتا: بووات درارم!
    گفتم زمهر ورزی ، رسم وفا بیاموز
    گفتا: به لنگ کفشی چشاتِ در میارم

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    غضنفر یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه  لر  بوده 

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com 

    نبرد رستم با لر:
    چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران
    پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    به لره  میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

    به  لره  میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

    www.AliRRB.‌‌‌blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

اهل دانشگاهم

شعر طنز

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی‌ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید
باید از قیمت دانش نالید
وبه آن‌ها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش

مطالب جالب

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری (احتمالا عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه …

 

شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.

سال ها بود تو را می کردم
همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم
صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست
کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن
نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

جک باحال

جک جدید

 

شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟
یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!
ازدواج که قصد نمی خواد!! خواستگار و قیافه می خواد که تو نداری!

جک جدید

غضنفر یخچال میخره ، زنش میگه : پس آنتنش کو ؟
میگه : مگه کولره که آنتن داشته باشه ؟؟؟

جک جدید

موقع خواب مامانم به بابام گفت اون گوشی منو میدی.
بابام : گوشیت رو کجا گذاشتی ؟
مامانم : بالا سرت !
بابام : خوب چرا بالا سر خودت نذاشتی ؟
مامانم : آخه میگن امواجش سرطانزاست !
یعنی عشقه که میچکه !!!

جک جدید

در کلاس درس استاد دانشگاه خطاب به یکی از دانشجویان میگه انواع استرس رو توضیح بده و استرس واقعی کدومه
دانشجو میگه دختر زیبائی رو کنار خیابان سوار میکنی.  اما دختره کمی بعد توی ماشینت غش می کنه.  مجبور می شی اونو به بیمارستان برسونی. در این لحظه دچاراسترس آنهم از نوع ساده‌ میشی!

در بیمارستان به شما می گن که این خانم حامله هست و به تو تبریک میگن که بزودی پدر میشی. تو میگی اشتباه شده من پدر این بچه نیستم ولی دختر با ناله ای میگه چرا هستی. در اینجا مقدار استرس شما بیشتر میشه. آن هم از نوع هیجانی!

در خواست آزمایش دی.ان.ای می کنی. آزمایش انجام میشه و دکتر به شما میگه : دوست عزیز شما کاملا بیگناهی ، شما قدرت باروری ندارید و این مشکل شما کاملا قدیمی و بهتر بگویم مادرزادیه. خیال تو راحت میشه و سوار ماشینت میشی و میری. توی راه به سمت خونه ناگهان به یاد ۳ تا بچه ت میفتی …؟ و اینجاست که استرس واقعی شروع میشه!

جک جدید

مینی بوس و مرد مست :
مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود ، یه مردی رو میبینن که تلو تلو میخورد و منتظر تاکسی بود رو میبینن.

فکر میکنن حالش بده وامیستن و مرد بیچاره رو سوار میکنن.

همینکه راه میافتن ، مرد مست به دور و ورش یه نیگاهی میکنه و میگه :

عقبی ها بی ش.ر.ف.ن ، جلویی ها بی نا.مو.سن ، سمت راستی ها بی همه چ.یز.ن و سمت چپی ها ب.ی پدر و مادرن !

راننده مینی بوس شاکی میشه و همچین میکوبه روی ترمز که همه ی مسافرا روی همدیگه میافتند ! راننده میاد مرد مست رو از زیر دست و پای مسافرا میکشه بیرون و میگه: مردک اگه جرات داری یه بار دیگه بگو کی ب.ی شرف و ب.ی همه چیز و ب.ی نا.مو.س و ب.ی پدر و مادره !

مسته با کمال خونسردی میگه : من از کجا بدونم ! … با اون ترمزی که تو کردی ، همه قاطی شدند !

جک جدید

یه عنکبوت قرص اکس میخوره تا صبح گلیم میبافه

جک جدید

چراغعلی دندونش درد میکرده میره دکتر میگه:همه رو بکش بجز اونی که درد میکنه !!
دکتر میپرسه چرا؟
میگه:بذار مثل سگ تنها بمونه !!

جک جدید

ﺍﺯﺷﻨﯿﺪﻥ”ﻋﺰﯾﺰﻡ”!
ﺩﺭﺻﺤﺒﺘﻬﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺫﻭﻕ ﻧﮑﻨﯿﻦ
ﺑﻪ ﻋﻄﺴﻪﯼ ﮔﺮﺑﻪﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺭﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻥ!!

جک جدید

به پشه می گن : چرا زمستون پیداتون نیست ؟؟؟ می گه : نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه.!!

جک چراغعلی


جک جدید

چراغعلی رفت بالای کوه گفت خدایا به مو زینه نیدی…پیل نیدی…هونه نیدی…کار نیدی… یهو از کوه پرت شد پایین داد زد خدایا خو نیدی که نیدی پ سی چه هل ادی؟

 

جک جدید

سگه داشت قندهاى چراغعلی رومیخورد.چراغعلی میگه چخه.سگه پارس میکنه.چراغعلی میترسه میگه بووم سی خوت ایگم دندونات خراب ایبون!

جک جدید

بچه چراغعلی: بوه نقاشیم خوه؟
بو:بوه چه کشیدی؟
بچه:یه گا داره علف اخوره!
بو: په کنه علف؟
بچه:گا خردس!
بو:په گا کجنه؟
بچه:علفه خرد و ره.!

جک جدید

چراغعلی میره سلمونی موهاشو کوتاه کنه تموم که میشه به سلمونی میگه : ق.ی.ن.ت درد نکنه! سلمونی میگه : سیچه ق.ی.ن.م؟چراغعلی میگه چون خیلی قشنگ ر.ی.د.ی منس!

جک جدید

چراغعلی رو فرستادن جهنم درب اولی شلوارشو درآورد،گفتند چرا لخت میشی؟
گفت:مر نیخان چو کنن من ق.ی.ن.م؟

جک جدید

چراغعلی با نامزدش میره پیک نیک دختره با عشوه میگه بریم لای بوته ها. ..؟ چراغعلی میگه بریم موهم گیم ایا!

جک جدید

جاسم به چراغعلی میگه عمو چراغعلی نبینمت غمگین! چراغعلی میگه حالا که دیدی بیو گیمه بخور!

جک جدید

کره بز بیو بینوم تو کر کینی.
اوج صمیمیت و محبت چراغعلی هنگام برخورد با کودکان فامیل جهت شناسایی آنان

جک خنده دار جدید

جک چراغعلی

چراغعلی میره دزدی هیچی پیدا نمیکنه ، صاحب خونه رو از خواب بیدار میکنه میگه : مو داروم ایروم ،ولی ریدوم منه خوتو زندگیت      

جک جدید

اس ام اس چراغعلی به نامزدش: شنیده بودم زیبا رویان وفا ندارن ،په بد پکو پوز تو چته!

جک جدید

یه آقایی چراغعلی رو نصیحت میکرد که نظافتو رعایت کنید.
مثلا گربه با وجودیکه حیوونه بعد از دسشویی خودشو با زبونش پاک میکنه!
چراغعلی میگه:خو اقا ما هم عقلمون ایرسه اما زبونمون به قینمون نیرسه!

جک جدید

هرگز کسی را مسخره نکنید , شاید او از شما مسخره تر باشد…(حدیثی از چراغعلی)

جک جدید

فرشته مرگ بر بالین  جاسم آمد … گفت : مرگت فرا رسیده و آخرین آرزویت را بگو جاسم  گفت : جماعت شهر چراغعلی را از روی زمین محو کن. فرشته گفت : گی خردی !

جک جدید

چراغعلی به دیوار تکیه میده میگه خدایا یا حاجتمو بده یا منو بکش .یدفعه دیوار میخواد بریزه میگه سه سی کشتن چه زرنگه!

جک جدید

چراغعلی با دو تا از دوستاش داشتن صحبت میکردند.
اولی‌ میگه: پدر من آدم بسیار مهمیه.
بهش میگن، مگه پدرت چکار هست؟
میگه:رییس جمهور. هر قانونی بخواد گذشته بشه،با اجازه اونه.
دومی‌ میگه: پدر تو کاری نیست، پدر من نمایند مجلسه…تا پدر من رای نده، عمران قانون پدر تو تصویب نمی‌شه.
چراغعلی میگه: بووهاتون جلو بوو مو هیچی‌ نیدن!
اون دوتا میگن: مگه پدرتون چکار هست؟
چراغعلی میگه: مو بووم پاسبونه…..جلو خیابون اوایسه، پونصدی اگره،ایشاشه منه قانونی که بووتون نهادن.

جک جدید

چراغعلی تو جنگ کشته میشه, از مادرش میپرسن خاطره ای ازش داری؟

میگه :آره , خیلی شجاع بود , وقتی داشت می رفت جنگ بهش گفتم نرو.  گفت : تو گوه نخور

 جک جدید

چراغعلی رفت خواستگاری استکان چای رو که برداشت عروس گوزید چراغعلی بهش گفت : خوته سفت بگر! اخوم قند ور دارم

جک جدید

یه روز یه تهرانی می خواست چراغعلی رو سرکار بذاره میگه
عمو چراغعلی اون مورچه رو میبینی سر او کوه… میگه : کویه کی؟ هو که تیاس وازه یا هو که تیاسه بسته..

جک جدید

چراغعلی تو عروسیش گم میشه دنبالش میگردن میبینن رفته تو مینی بوس جا بگیره

جک جدید

خنده بازار

 

جک جدید

داشتم ماشین رو دنده عقب می‌آوردم تو حیاط
مامانم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. بیا …. نیا !! لوله آب شیکست!
جک جدید

 

الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه
از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتراز شما بیکار میشینه !

جک جدید

روانشناسی رانندگی :
اینایی که وقتی میشینن تو ماشین حاضرن ۴۵ دقیقه کمربند ایمنی رو بگیرن تو دستشون ولی این کمربند رو نبندن
کلا آدمای صبورین !

جک جدید

 

دقت کردین تو سریال های ایرانی شب که میشه زن و شوهر شب اول عروسی دعواشون میشه و مرده میره رو کاناپه میخوابه ، فرداشم زنه میره آزمایشگاه میگن بارداری!!!!
به این روش میگن گرده افشانی کردن!!!

جک جدید

متن کامل نامه تبریک جمعی از هنر مندان شیرازی به اصغر فرهادی :
.
..
.
..
.
.
.
.
.
به نام خدا
آفرین

جک جدید

غضنفر ترانه قدیمى میخونه دوستش میگه: دمت گرم ما رو بردی به ۴۰ سال پیش.

غضنفر میگه: حالا یدونه قدیمی تر میخونم که صاف بری تو … ننت!

جک جدید

سر کلاس زبان خارجه استاد از رفیقم چیزی پرسیده که باید به انگلیسی جوابشو میداده.

چند ثانیه طول کشید واون همون طور که داشت فکر می‌کرد با خنده گفت :

جک جدید

 

\ΓΓΠΠΓΠΓΠ/
‘-۰۰——۰–’
پارسال بهار دسته جمى رفته بودیم زیارت !!
(اگه sms جوادتر از این بفرستى جایزه دارى)

 

جک جدید

 

 

هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟” بهش دروغ بگین !!! چون دقیقا همونجا رو فشار میده بی شرف!

جک جدید

خداوندا !!
چی دیدی در سوسک که به او بال دادی ؟؟
نه واقعا سواله برام!
در من ندیدی ولی در سوسک دیدی؟

جک جدید

از برادران یوسف پرسیدن وقتی یوسف را در چاه انداختین چه گفت

پاسخ دادند: گـُــفــت شــِـلــپ !

 

جک جدید

 

دانشمندان ایرانی با استفاده از روش مهندسی معکوس موفق به ساخت سرنشین بدون هواپیما شدند!

 

جک جدید

دختر خاله ام زنگ زده میگه تمام مشخصات لب تاپ تو بده به من ! میگم برای چی میخوای؟ میگه میخوام یه مدل بالاترش بخرم چشت در بیاد !!!

جک جدید

به مامانم میگم میخوام برم بیمارستان ملاقات خاله.. میگه :تیریپِ فامیل دوستی ور ندار ، پرستار خوشگله امروز شیفتش نیست!

جک جدید

سیستـــم پســـرا هم کلا خیلی جالبه!
موقع دعوا بچه ی پایین شهر میشن و
موقع دختر بازی بچه ی بالا شهر ..!

جک جدید

ما به یکی گفتیم خدا به زمین گرم بِزَنتت ،
نام برده الان روی شن های سواحل آنتالیا داره آفتاب میگیره .
فک کنم سوتفاهم شده با خدا !!

جک جدید

این نیز بگذرد…
اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همش از روی ما نگذرد…

جک جدید

برای آب خنک خوردن احتیاجی به زندان رفتن نیست ،
فقط کافی است در یخچال را باز کنید

جک جدید

هرچی بیشتر میگذره و علم پیشرفت میکنه کل مردم دنیا رویاهاشون به حقیقت می پیونده،
ما جوک هامون تبدیل به واقعیت میشه

جک جدید

دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه!
وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه
وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه
وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه
وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه
بعد وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود

 جک جدید

جک غضنفری جدید

جک غضنفری

غضنفر از کنار جن رد میشه…
جن میگه بسم الله این دیگه چی بود

 جک جدید

غضنفر با بروسلی داشت میجنگید
یهو بروسلی دستشو میاره جلو میگه : پنجه عقاب
غضنفر هم شلوارشو میکشه پایین میگه : … خر!

 جک جدید

غضنفر تو یک  دهی تزریقات چی بوده ، میخواسته به یک زنه آمپول بزنه. زنه از این شلیته ‌های لایه لایه پاش بوده، هرچی غضنفر دامناش رو بالا میزده، تموم نمی شده. آخر غضنفر شاکی ‌میشه، به زنه میگه: ببخشید خانم،  ک.و.ن شما صفحه چنده؟

 جک جدید

غضنفر میخواسته گوسفند قربونی کنه، چاقو گیر نمیاره خفش میکنه!

 جک جدید

غضنفر با ماشینش میکوبه به دیوار به افسر راهنمایی میگه :
این ۵۰ تومنو بگیر دیوارو مقصر کن

جک جدید

یه روز یه غضنفر سوار تاکسی میشه به راننده میگه آقا لطفا منو دو نفر حساب کنین
راننده میگه من تورو ت.خ.مم هم حساب نمیکنم!

 

 جک جدید

از غضنفر میپرسن:
دو دو تا چند تا میشه؟
میگه: هان؟!
میگن دو دو تا چند تا میشه؟
میگه : هان؟!!
میگن باباجون دو دو تا چند تا میشه؟
.
.
میگه: آهــــــــــــــان!!!

 جک جدید

شب عروسی غضنفر مهمون ها پشت در حجله میگفتند
شاباش شاباش,هزاری بپاش

غضنفر میاد بیرون میگه:
کوفت شاباش، درد شاباش، هولم کردین، رفت تو چشاش.
جک جدید

وقتی خدا غضنفر رو آفرید فرشته ها پرسیدن تعظیم کنیم ؟

خدا گفت نه سنگ تو دستشه فرار کنید!

 

جک جدید

 

غضتفر داشته دنده عقب با ماشین از کوه میرفته بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد میگن الان چرا دنده عقب می یای میگه اخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم!

 جک جدید

زن غضنفربه شوهرش میگه برو جنگ هرکس میره کولرمیدن
غضنفرمیره کشته میشه شب میاد خواب زنش میگه خیالت راحت شد ! خنک شدی !!!

 جک جدید

به غضنفر میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟

میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما منتظرم برگرده ببینم چی میشه !

 جک جدید

دوست دختر غضنفر بهش میگه شلوارتو در بیار بخورمش
غضنفر میگه شلوارم کثیفه بیا پیراهنمو بخور

 جک جدید

غضنفر داشته بچه دار میشده، بهش میگن دوست داری بچت پسر باشه یا دختر؟

میگه سالم باشه، کره خر باشه!

 جک جدید

غضنفر با زنش دعواش میشه. زنش شب خوابیدنی یه یادداشت میزاره ساعت ۶ منو بیدار کن. زنه ساعت ۱۰ بلند میشه میبینه غضنفر یادداشت گذاشته پاشو زنیکه خر ساعت شیشه

 

جک جدید

جک ضد دختر

جک زن و شوهری

پسر: عزیــــــــــــزم!!!
دختر: جووونـــــم!!!
پسر: گــــــــــلِ من!!!
دختر: جانــــم؟؟
پسر: عشــــــقم!!!
دختر: جان؟؟؟
پسر: زندگـــی من!!!
دختر: بله؟؟؟
پسر: نفسِ من!!!
دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!

 

جک زن و شوهری
شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد!
رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !

 

جک زن و شوهری

قصیده طلاق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش
آنقدر لوس و ننرشد که سپردم به ننش !

 

جک زن و شوهری

چو هرگز نیابی نشانی ز شوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی.
ستاد تشویق دختران به درس خواندن

 

جک زن و شوهری

برای یک زن زیاد مهم نیست شوهرش کجاست
همینکه بدونه به شوهرش خوش نمیگذره براش کافیه!

 

جک زن و شوهری

پسر به دختر : میخوای خورشید زندگی من باشی
دختر : آره
پسر : پس به اندازه ۱۳۰ میلیون کیلومتر از من دور شو

 

جک زن و شوهری

ترجیه میدهم بمیرم و با تو نباشم، نه این که با تو باشم و به فکر مردن باشم
دکتر شریعتی خطاب به دوست دخترش

 

جک زن و شوهری

پدر به دختر: دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟
دختر: دارم ماهو میبینم بابایی!
پدر: پس بی زحمت به ماهت بگو خبر مرگش اون ماشینشو خاموش کنه، صداش نمیذاره بخوابیم!!!

جک زن و شوهری

داستان جاسم و گرگ ها

جک جاسم

جاسم واسه رفیقش تعریف میکرد که …
حمیــــد !!
حمید : چیه؟
گفت: رفته بودم جنگل , چه طبیعت بکری !! ایقد جات خالی بوود ایقد جات خالی بود!!
واساده بودم مهو این طبیعت شده بودم ! اینقد قشنگ بود آواز پرندگان !
کاش مو این دوربینمو برده بودم با خودم برات فیلم برداری میکردم !
همینطور که مو مهو این طبیعت بودم یه گله گرگ به مو حمله کردن !!
حمید : خو چی شد؟!!!!!!
گفت : خو هیچی ما بدو گرگا بدو ! مو بدو گرگا بدو !! ب…عد ر…سیدیم به یه دشت !
دشت پر از گل شقایق ! ایقد قشنگ بود , تا چشم کار میکرد فقط گل سرخ ! اصلا یه فضای رمانتیکی شده بود !
حمید : پَ گرگا چی شدن ؟!
گفت : ها وولک گرگا دنبالم ! مو بدو گرگا بدو !! رسیدیم به یه کوه !
پسر از قدرت خدا آب از دل کوه در میومد میخورد زمین پووووودر می شد !!
نور خورشیدم افتاده بود داخلش یه رنگین کمون خشکلی درست شده بود جات خالی
کاش مو این دوربینمو با خودم برده بودم واست فیلم میگرفتم !
حمید : گرگا چی شدن وولک؟!!
گفت: هااا خو گرگا دنبالمون مو بدو گرگا بدو مو بدو گرگا بدوو ! رسیدیم به یه دریا !
پسر دریا نگو استخر ! یه موج داخل این دریا نبود ! ایقد قشنگ بووود !!
حمید :گرگااا چی شدن؟!
گفت : خو زهر مار !!! گرکا ول کردن تو ول نمیکنی!!!!!!

جک جاسم

جکستان

جک تصویری 
فقط یه ایرانی میتونه این طوری رانندگی کنه

جکستان

فقط ایرانی ها هستند که :

تو دستشویی فکر میکنند،
تو حمام اواز میخوانند،
سر کلاس میخوابند،
تو رختخواب تلفن حرف میزنند،
موقع درس خوندن بازی میکنند،
موقع تی وی دیدن فیسبوک چک میکنند،
موقع فیسبوک چک کردن غذا میخورند،
سر کار روزنامه میخوانند,   
روزهای تعطیل کار میکنند
هنگام جواب دادن به برگه امتحان یه پا اینور برگه و یه پا اونورش"

جکستان

فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی رسماً هیچی نمی پوشن

جکستان

فقط یه ایرانی به بهانه پا درد از پله برقی استفاده میکنه ولی وقتی سوار پله برقی شد شروع میکنه همراه پله ها بالا و پایین رفتن!

جکستان
فقط یک ایرانی میتونه با بوق ماشین هم سلام کنه،هم خداحافظی،هم فحش بده و هم تشکر کنه

جکستان

فقط یه ایرانی میتونه دقیقا بره همون جایی که بزرگ نوشته (فتوکپی نداریم ) بپرسه : آقا کپی میگیرید؟…!!!

جک باحال

جک جدید 90

با وجود گرانی سکه! دیگه طلاق ندین بلافاصله بکشین! دیه از مهریه ارزونتره
جک جدید 90
دیالوگی که امروز شاهدش بودم (بین ۲ دختر) :

موبایلت داره زنگ میخوره.
اَه پیداش نمیکنم.
نکنه خونه جا گذاشتیش

جک جدید 90

خوش غیرت میره خونه میبینه یکی بالای کمده. میگه: تو کی هستی؟
میگه: من خلبانم اینجا سقوط کردم!
خوش غیرت میگه: ر.ی.د.م تو این زندگی. دیروز هم دو تا غواص تو حموم بودند!

جک جدید 90

راهنمایی و رانندگی خرم آباد برای چندمین بار اعلام کرد: “شهروندان عزیز برای، آزمون راهنمایی رانندگی لازم نیست ناشتا باشید !! لطفا سوال نفر مایید”

جک جدید 90

بررسی کردند که چرا چراغعلی چیزی یاد نمیگیره دیدند همینکه معلم تخته رو پاک میکنه او هم دفترشو رو پاک میکنه

جک جدید 90

پشت چراغ قرمز یه گدایی اومده کنار ماشین …
میگم برو اونور پول ندارم!
میگه ….. نمیگفتی هم از قیافت معلوم بود!

جک جدید 90

زن چراغعلی به شوهرش میگه به مناسبت روز زن برام آواز بخون
میگه: یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم
برو بیار پاکش کنم ریدم تو سرنوشتم

جک جدید 90

بابام بهم گفت پدر سگه کره خر !
دچار بحران شخصیتی شدم
چطور همچین چیزی ممکنه؟

جک جدید 90

به چراغعلی میگن با اشکال جمله بساز
میگه خواهرت را بیار ماچ کنم
میگن این که اشکال نداره
میگه پس مادرت را هم بیار

جک جدید 90

آنقدر تو شعرا گفتن و میگن :” ای ساربان ! آهسته ران…”
انگار که شترها با سرعت ۱۸۰ تا می رفتن…..!!!

جک جدید 90

غضنفر به دوست دخترش تلفن میکنه میگه بیا خونمون هیچ کس نیست.دوست دخترش بعد از حمام کردن و کلی آرایش میره دم خونه غضنفر میبینه راست گفته هر چی زنگ میزده کسی خونه نبوده

 

جک بامزه

جکستان جدید

شعر حماسی خوش غیرت

چون ایران نباشد به ت.خ.مم که نیست
روم جای دیگر وطن قحط نیست
اگر تن به تن ک.و.ن به دشمن دهیم
به از آن که خود را به کشتن دهیم

جکستان جدید
خوش غیرت میره سربازی ، برادرش بهش نامه میده
سلام، ما برای تو خواستگاری رفتیم، زن گرفتیم ، خدا یک پسر بهت داده، اسمش کامبیزه
زنت خراب بود ، طلاقش دادیم ، مهرشو گذاشت اجرا، پلیسا دنبالتن، مواظب خودت باش .

جکستان جدید

طی مسابقه دو استقامت در شهر چراغعلی بدلیل منحرف شدن دوندگان از مسیر مسابقه مسئولان پس از ۶ ماه تلاش توانستند دوندگان را در حوالی یونان به ضرب گلوله متوقف و پیکر پاک آنان را به میهن اسلامی باز گردانند .

جکستان جدید

به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…
میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـ.ست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟
میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
میگن:خوب این دفعه مرد ؟ میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟
میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  |